جاده درمان
پنجشنبه 20 شهریور 1399 ساعت 19:53 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

خداوند را سپاسگزارم که این فرصت را عطا فرمود تا این یادداشت را بنویسم. امروز ۱۷ شهریورماه  ۱۳۹۹است و درست، یک ماه و بیست‌وچهار روز از ورودم به سفر دوم می‌گذرد. کنگره ۶۰ مکانی امن برای افراد خواهان رهایی از بند اعتیاد است. کنگره۶۰ روی سه بعد جسم روان و جهان‌بینی فرد مسافر، توسط سیستم و متد کامل (DST) که توسط بنیان کنگره؛ جناب آقای مهندس دژاکام  طراحی‌شده است، کار می‌کند تا فرد به درمان و تعادل برسد.

در کنگره ما سه سفر داریم که طی کردن دو سفر، برای مسافر الزامی است. سفر اول از شروع درمان تا قطع مصرف، سفر دوم از قطع مصرف تا رسیدن به خود و سفر سوم از رسیدن به خود تا رسیدن به قدرت مطلق یا خالق خود....

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


از لذت مواد تا تخریب حیات
چهارشنبه 29 مرداد 1399 ساعت 23:47 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

در این دل نوشته؛ با  مسئله‌ای آشنا روبرو می‌شویم و آن‌هم ترفندهای نیروهای بازدارنده برای منحرف کردن انسان و درگیر کردن او با بیماری اعتیاد. اینکه این نیروها چگونه می‌توانند از مسئله‌ای بسیار ارزشی، انسان را به انتهای تاریکی هدایت کنند.

اولین بار با چند تا از دوستانم رفتیم و یک نخ سیگار خریدیم، اولش بلد نبودیم و همان یک نخ را هم ۳ نفری می‌کشیدیم ولی همین‌طور الکی الکی جدی شدآن موقع من اول دبیرستان بودم و می‌خواستم ادای بازیگر فیلم موردعلاقه‌ام را دربیاورم. بعد از چند مدت در پارکینگ موتورسیکلت‌ها چند دقیقه قبل از اینکه زنگ به صدا دربیاید با یکی از دوستان به‌اصطلاح پایه‌ام می‌رفتیم و همان‌جا سیگارمان را دود می‌کردیم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


بهشت زمینی
دوشنبه 27 مرداد 1399 ساعت 11:40 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
گاهی اوقات، انسان در یک‌لحظه کل زندگی خود را می‌بیند و مرور می‌کند لحظه‌ای کوتاه اما طولانی. این اتفاق زمانی رخ داد که من خود را در آغوش پر از مهر لژیون و سرشار. از آزادی و رهایی یافتم. حسی که نظیرش نیست پس بر آن شدم تا بسیار کوتاه این مرور ذهنی خود را با شما عزیزان به اشتراک بگزارم.

  
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


او یک فرشته بود
جمعه 3 مرداد 1399 ساعت 01:47 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
 خمیده خمیده در خیابان راه می‌رفتم و حتی قدرت نداشتم که پاهایم را از زمین بلند کنم سرم پایین بود و تنها اسفالت خیابان را می‌دیدم مسیر چهارراه به خانه مسیری که هرروز طی می‌کردم با وزنی حدود ۵۰ کیلوگرم و قد ۱۸۰ سانتی‌متری چهره‌ای بسیار تکیده پوستی سیاه و لب‌هایی از آن سیاه‌تر چشم‌هایی که باز نمی‌شوند و سرووضع آشفته، آن زمان برای من مهم نبود که آیا کسی من را نگاه می‌کند یا نمی‌کند و اصلاً متوجه نگاه‌های دیگران نمی‌شدم روزهای سختی بود شغلم را ازدست‌داده بودم و از سر ناچاری در چهارراه‌ها به‌عنوان کارگر نقاش می‌نشستم تا شاید کسی به من کار موقتی بدهد اما با این ظاهر تکیده‌ای که توصیف کردم هیچ‌کس به من کار نمی‌داد و حتی کسی من را لایق سلام کردن نمی‌دید همه سعی می‌کردند که نزدیک من نشوند و بافاصله از کنار من عبور می‌کردند گوی من بیماری جذام داشتم که ممکن بود به همه انتقال پیدا کند.
  


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


ترامادول، به زندگیم معنا داد اما...
یکشنبه 25 خرداد 1399 ساعت 21:03 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
ساعت ۷ صبح، به‌سختی از خواب بلند شدم و طبق معمول همیشه صبحانه نخورده لباس‌هایم را پوشیدم، یک شانه به موهایم زدم و از خانه بیرون زدم. از وقتی‌که بیدار شدم داشتم مدام خمیازه می‌کشیدم و اشک از چشمانم جاری بود. همه‌چیز بی‌رنگ و زشت بود. آدم‌ها بدعنق و زشت بودند. ماشین‌ها صداهای بلندی و گوش‌خراشی داشتند؛ و من در این فکر بودم که آدم‌ها چقدر احمق و خسته‌کننده هستند و یا چرا همسایه در این موقع صبح به من سلام کرد؟ اَه خدایا؛ نمی‌شد من را جای دیگر متولد می‌کردی؟...

  

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


چرا من باید قدردانی کنم؟
یکشنبه 18 خرداد 1399 ساعت 23:56 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

چگونه در کنگره ۶۰ قدردانی میکنیم؟ من تصور می‌کنم قبل از اینکه به این سؤال پاسخ بدهم، باید یک سؤال دیگر را از خود بپرسم؛ چرا باید در کنگره ۶۰ قدردانی کنم؟

کنگره ۶۰ چه‌کاری برای من انجام داده است که حال من باید از آن یا در آن، سپاسگزار و قدردان باشم. من برای جواب به این سؤال، به گذشته خود بازمی‌گردد البته زیاد لازم نیست به عقب برگردم تنها کافی است تا به ۳ سال گذشته نگاهی بی اندازم. سه سال پیش چگونه بودم؟ سه سال پیش در چه اوضاع و احوالی بودم؟ سه سال پیش در کجا ایستاده بودم و اطرافم چه خبر بود؟ اگر بخواهم صادق باشم و بدون هیچ‌گونه تعصب و زیاد گویی صحبت کنم باید از آن سال‌ها به‌عنوان بدترین و زشت‌ترین و ناامیدکننده‌ترین روزهای زندگی خود یاد کنم.

 

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


اهمیت آکادمی درمان اعتیاد
پنجشنبه 1 خرداد 1399 ساعت 09:05 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
دیروز پای کامپیوتر نشسته بودم و مطالب وبلاگ را تایپ می‌کردم که به یک قسمت از صحبت‌های آقای سعید نمکی (دیدبان کنگره ۶۰) رسیدم. ایشان فرمودند: برای صحبت در مورد دستور جلسه (در تقویت پایه‌های مالی و علمی کنگره ۶۰ من چه کرده‌ام؟) باید اول به این بپردازیم که اعتیاد در دنیا و در حال حاضر چگونه عمل می‌کند؟...

  
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


اعتیاد درمان دارد
دوشنبه 29 اردیبهشت 1399 ساعت 23:13 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
در این مطلب (اعتیاد درمان دارد) برای آشنایی بیشتر خوانندگان، قسمتهای کوچک، از کتاب (عبور از

 منطقه 60درجه زیر صفر) تهیه شده است.  این کتاب؛ تحقیقی مستند راجع به صورت مسئله اعتیاد 

به مواد مخدر و روش درمان آن است.

امسال روزه گرفتم. حدود ۱۵ روز که از ماه مبارک رمضان گذشت، متوجه شدم دو وعده از پنج وعده مصرف مواد من مرتب‌شده است که رأس ساعت مصرف می‌کنم. از خود پرسیدم؛ تو اصلاً میدانی چقدر مواد مصرف می‌کنی؟

 
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


چندجمله حرف حساب
سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 ساعت 23:26 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

در دریا کسی غرق می‌شود که شناگر است آدمی که شنا بلد نیست اصلاً وارد قسمت‌های عمیق دریا نمی‌شود. ما از سنگ، سخت‌تر و از آب، تر نداریم؛ اما همین آب با خصوصیت نرمی خود، قطره‌قطره، روی سنگ می‌ریزد و درنهایت به‌مرورزمان، آن را سوراخ یا آن را متلاشی می‌نماید.

 اعتیاد هم از همین روش استفاده می‌کنند و شخصیت و اراده را هر چه که باشد به‌زانو درمی‌آورد. ما در میان خود، انسان‌هایی بااراده و پرتلاش از تمام طبقات جامعه داریم؛ از استاد دانشگاه گرفته تا پزشک و کارمند، دانشجو و شخص عادی، باسواد و بی‌سواد، همه در دام نیروهای تخریبی و بازدارنده، گرفتارشده‌اند و تاکنون، راه رهایی را نیافتند.

 




ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


راهنما یا گوهری نایاب
سه شنبه 23 اردیبهشت 1399 ساعت 09:43 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

همه‌ی اعضای کنگره ۶۰ با راهنما و جایگاه راهنمایی آشنا هستند. راهنما یعنی نمایانگر راه، بلد راه، هدایت‌کننده و...

برای من همیشه سؤال است که اصلاً چه شد که راهنما برای من پیدا شد؟ 

 
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات