از لذت مواد تا تخریب حیات
پنجشنبه 30 مرداد 1399 ساعت 00:47 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

در این دل نوشته؛ با  مسئله‌ای آشنا روبرو می‌شویم و آن‌هم ترفندهای نیروهای بازدارنده برای منحرف کردن انسان و درگیر کردن او با بیماری اعتیاد. اینکه این نیروها چگونه می‌توانند از مسئله‌ای بسیار ارزشی، انسان را به انتهای تاریکی هدایت کنند.

اولین بار با چند تا از دوستانم رفتیم و یک نخ سیگار خریدیم، اولش بلد نبودیم و همان یک نخ را هم ۳ نفری می‌کشیدیم ولی همین‌طور الکی الکی جدی شدآن موقع من اول دبیرستان بودم و می‌خواستم ادای بازیگر فیلم موردعلاقه‌ام را دربیاورم. بعد از چند مدت در پارکینگ موتورسیکلت‌ها چند دقیقه قبل از اینکه زنگ به صدا دربیاید با یکی از دوستان به‌اصطلاح پایه‌ام می‌رفتیم و همان‌جا سیگارمان را دود می‌کردیم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


از تغییر تا درمان
چهارشنبه 29 مرداد 1399 ساعت 22:13 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

نهمین جلسه از دوره بیست و هشتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60؛ نمایندگی ارتش با استادی مسافر علی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه « وادی سیزدهم و تاثیر آن روی من» روز چهارشنبه 29 مردادماه 1399 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

از نگهبان و دبیر عزیز سپاسگزار هستم که این فرصت را در اختیار من قراردادند تا بتوانم خدمت کرده و آموزش بگیرم. دستور جلسه این هفته در کنگره ۶۰ (وادی سیزدهم) است. پایان هر نقطه، سرآغاز خط دیگری است. به خاطر دارم که اولین روزی که وارد کنگره ۶۰ شدم با مشاور تازه واردین صحبت کردم و مشاوره شدم اما به دلیل اینکه همسرم عازم مسافرت یک ماه بود، تصمیم گرفتم تا در این‌یک ماه خوب موادم را مصرف کنم و بعدازآن وارد کنگره شده و سفر کنم؛ اما بعد از سه روز متوجه شدم که این کار درست نیست و غیرتم قبول نمی‌کند که این کار را انجام دهم پس همین شد که به کنگره آمدم سفرم را آغاز کردم.

ادامه مطلب

ادامه دار....
دوشنبه 27 مرداد 1399 ساعت 21:43 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

خلاصه سخنان استاد

بخش عمده در وادی سیزدهم در مورد این است که تمام حیات و زندگی ما در حرکت است و در حالت سکون نیست بطور مثال در طبیعت و هستی هیچ چیزی در حال سکون نیست هر کدام از ما در طول زندگی خود سرآغازهایی را داشته‌ایم و این سرآغاز بسته به تقدیر ما دارد و در هرجایی از زندگی‌مان یک نقطه گذاشته و خط دیگری را آغاز کرده‌ایم و این موضوع هیمینگونه ادامه دارد و هیچ نابودی در کار نیست .

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی کنگره 60،


بهشت زمینی
دوشنبه 27 مرداد 1399 ساعت 12:40 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
گاهی اوقات، انسان در یک‌لحظه کل زندگی خود را می‌بیند و مرور می‌کند لحظه‌ای کوتاه اما طولانی. این اتفاق زمانی رخ داد که من خود را در آغوش پر از مهر لژیون و سرشار. از آزادی و رهایی یافتم. حسی که نظیرش نیست پس بر آن شدم تا بسیار کوتاه این مرور ذهنی خود را با شما عزیزان به اشتراک بگزارم.

  
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


آموزش انتها ندارد
یکشنبه 5 مرداد 1399 ساعت 18:05 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
دهمین جلسه از کارگاه های آموزشی کنگره 60؛ نمایندگی ارتش ویلیام وایت به استادی مسافر رضا و با دستور جلسه «وادی یازدهم» چهارشنبه 01 مرداد ماه  سال 1399 ساعت 15:00 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

«آنچه باور است محبت است و آنچه نیست، ظروف تهی است، دوستان، تنها پیوند محبت ما را به یکدیگر متصل نگاه خواهد داشت»

 بسیار خوشحالم که امروز هم در جمع شما عزیزان هستم و می‌توانم از انرژی و ظرفیت‌های آموزشی کنگره ۶۰ و لژیون ویلیام وایت بهره‌مند شوم و این موهبتی است که نصیب من شده است. قبل از هر چیز باید مثل همیشه...

  


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی کنگره 60،


او یک فرشته بود
جمعه 3 مرداد 1399 ساعت 02:47 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
 خمیده خمیده در خیابان راه می‌رفتم و حتی قدرت نداشتم که پاهایم را از زمین بلند کنم سرم پایین بود و تنها اسفالت خیابان را می‌دیدم مسیر چهارراه به خانه مسیری که هرروز طی می‌کردم با وزنی حدود ۵۰ کیلوگرم و قد ۱۸۰ سانتی‌متری چهره‌ای بسیار تکیده پوستی سیاه و لب‌هایی از آن سیاه‌تر چشم‌هایی که باز نمی‌شوند و سرووضع آشفته، آن زمان برای من مهم نبود که آیا کسی من را نگاه می‌کند یا نمی‌کند و اصلاً متوجه نگاه‌های دیگران نمی‌شدم روزهای سختی بود شغلم را ازدست‌داده بودم و از سر ناچاری در چهارراه‌ها به‌عنوان کارگر نقاش می‌نشستم تا شاید کسی به من کار موقتی بدهد اما با این ظاهر تکیده‌ای که توصیف کردم هیچ‌کس به من کار نمی‌داد و حتی کسی من را لایق سلام کردن نمی‌دید همه سعی می‌کردند که نزدیک من نشوند و بافاصله از کنار من عبور می‌کردند گوی من بیماری جذام داشتم که ممکن بود به همه انتقال پیدا کند.
  


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


چشمه های آموزش
چهارشنبه 1 مرداد 1399 ساعت 22:16 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
نهمین جلسه از دوره بیست و هشتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60؛ نمایندگی ارتش با استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه « وادی یازدهم و تاثیر آن روی من» روز چهارشنبه 01 مردادماه 1399 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

بسیار خوشحالم که در این جایگاه قرار دارم و از این بابت از نگهبان و دبیر محترم جلسه سپاسگزاری می‌کنم. دستور جلسه این هفته: وادی یازدهم است. این وادی به من می‌گوید که (چشمه‌های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می‌رسند.) قصد من از حضور در کنگره۶۰ در ابتدا تنها ترک کردن و قطع مصرف شدن بود و تنها به این فکر می‌کردم که به‌نوعی مواد مصرفی خود را قطع کنم ....
   
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی کنگره 60،


 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات