رسیدن به تعادل در کنگره60،پنجمین سال رهایی مسافر حسین
جمعه 8 تیر 1397 ساعت 01:26 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

نهمین جلسه از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی جهان‌بینی کنگره 60 نمایندگی ارتش  در روز پنجشنبه تاریخ 1397/04/07 با دستور جلسه آداب معاشرت، ادب و بی ادبی، تعادل و بی تعادلی با دبیری مسافر حمید و نگهبانی مسافر صادق و استادی مسافر سعید راس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خداوند را شکر می کنم که توانستم این جایگاه را تجربه نمایم و از دبیر و نگهبان محترم بابت اینکه به من فرصت خدمت کردن دادند تشکر می کنم. به نظر من تمام دستور جلسات و آموزش‌هایی که در کنگره 60 هست به خاطر این است که باعث شود یک انسانی که در تعادل لازم نیست به سمت یک زندگی متعادل برود قطعاً اگر کسی که در تعادل مناسب نباشد از خلق‌وخوی مناسبی هم برخوردار نیست و شاید خیلی از تعیین مسئولیت‌ها یا تعیین خط و خطوط و آن چیزهایی که باید رعایت کند را رعایت نمی‌کند و به آن چیزهایی که باید احترام بگذارد، احترام نمی‌گذارد.


شاید در درجه اول تشخیص دادن برایش خیلی سخت باشد و در درجه دوم انجام دادن آن برایش سخت باشد، قطعاً باید من به یک تعادل نسبی برسم تا از خلق‌وخوی مناسبی برخوردار باشم و احترام و ادب، آداب و معاشرت و آن چیزی که قابل‌اجرا است را بتوانم اجرا کنم.

یک انسان به‌هم‌ریخته قادر به انجام عمل سالم نمی‌تواند باشد یا حداقل خیلی برایش انجام دادن عمل سالم سخت است، من همیشه می‌گویم شاید به‌ندرت انسان‌هایی پیدا شوند که ذاتاً انسان‌هایی بدی باشند اکثر انسان‌هایی که اگر یک عمل ناسالمی انجام می‌دهند این از بد بودنشان نیست بلکه یا قدرت و توانایی انجام آن کار را ندارند؛

 که در درجه اول شاید تشخیص آن برایشان خیلی سخت باشد و در درجه دوم قادر به این نیستند که آداب یک‌چیزی را رعایت کنند من به‌طور مثال وقتی به خودم نگاه می‌کنم، زمانی که مصرف‌کننده بودم اصلاً دیدگاه، افکار، ذهنم یک‌چیز دیگری بود و قطعاً رفتار من یک‌چیز دیگری بود و خیلی وقت‌ها من از رفتار خودم متعجب می‌شدم و تعجب می‌کردم که مثلاً چرا من چنین کاری کرده‌ام که آن کار می‌توانست آداب غذا خوردن باشد یا آداب رانندگی باشد که تمام این کارها به این دلیل بوده که من در تعادل نبوده‌ام.

من در ماه مبارک رمضان در کنار جناب آقای مهندس دژاکام و چند نفر از دوستآن‌که در آشپزخانه آکادمی بودیم و دوستان غذا درست می‌کردند، نوشته‌ای بر روی دیوار نصب بود که خیلی جالب بود، یکی این‌که کسانی که در آشپزخانه هستند و در حال خدمت کردن هستند سؤال نکنند، دو: اظهارنظر نکنند، سه: کسانی که در آشپزخانه کار می‌کنند باید دستکش در دست داشته باشند که این می‌شود آداب انجام یک عمل سالم، شاید مثلاً من اگر این‌ها را بلد نباشم بگویم یعنی چه که من نباید سؤال کنم مگر می‌شود سؤال نکرد مگر می‌شود اظهارنظر نکرد، شاید آشپزی من از فلانی خیلی بهتر باشد برای چه من نباید اظهارنظر کنم، چون جایش نیست که من اظهارنظر کنم و آیا الآن جایش هست که من اظهارنظر کنم؟ و آیا جایش هست که من مشارکت کنم؟ این‌ها را من باید به قوه تشخیصش برسم و به آن دانایی برسم که بتوانم این موضوعات را متوجه شوم و به آن‌ها عمل نمایم.

دریکی از سی‌دی‌ها جناب مهندس اشاره‌کرده‌اند که حقیقت همیشه حقیقت است و حقیقت را نمی‌شود عوض کرد ولی برای بیان حقیقت ما باید ببینیم آیا زمان مناسبی برای گفتن هست و آیا مکانش، مکان مناسبی هست؟ آیا خروجی و نتیجه آن چیز حقیقتی که من می‌خواهم بروز کنم مثبت است؟ آیا عمل سالم است، این خودش می‌طلبد که من مسائل را من با خودم کارکنم و یاد بگیرم و همیشه این را بدانم در تعادل و اعتدال است که همه‌چیز برای همه‌کسانی که تشخیصش رادارند می‌تواند لذت‌بخش باشد، وقتی می‌گویند سه دقیقه مشارکت یعنی سه دقیقه مشارکت، استاد جلسه باید پنج دقیقه صحبت کند باید وقت را رعایت کند چون این‌ها جزء آداب است و باید رعایت کنند.

 خلاصه سخنان استاد در مورد مسافر حسین تولد پنجمین سال رهایی:

فکر می‌کنم تنها فصلی که خوب کارش را انجام می‌دهد تابستان است یعنی گرمایش را از روز اول تا پایان تابستان دارد. حسین با مصرف شیشه و کراک وارد کنگره شد و مصرفش خیلی بالابود، مدل حسین یک مدل خاصی بود و سنش جوان بود و انرژی زیادی داشت. ظاهرش واقعاً متفاوت بود یعنی اصلاً نمی‌توان با ظاهر الآن حسین مقایسه کرد که این نشانه همان آموزش‌های کنگره است، مدل موهایش و مدل لباس پوشیدنش واقعاً یک‌چیز دیگری بود، اوایل یک مقداری جلسات را مرتب نمی‌آمد، به جلسات کم می‌آمد و نهایتاً نتیجه نمی‌گرفت ولی از زمانی که جلسات را مرتب آمد و طبق برنامه عمل کرد و درنهایت سفرش را به‌خوبی انجام داد. انسان‌ها مبهوت نمی‌شوند مگر اینکه یک عمل سالم انجام دهند، انسان‌ها دوست‌داشتنی نمی‌شوند مگر آن‌که انسان‌های دیگری را دوست داشته باشند و به آدم‌های دیگر خدمت نمایند، قطعاً اگر کسی دیگران را دوست داشته باشد و دیگران برایش مهم باشند، برای رهایی دیگران به کنگره بیاید و خدمت نماید و وقت بگذارد قطعاً دیگران هم دوستش دارند، راهنماهای ما واقعاً دوست‌داشتنی هستند و خدمت‌گزارانی که در کنگره 60 هستند هم دوست‌داشتنی هستند چون دارند یک خدمت خیلی بزرگی انجام می‌دهند و در کنار خدمتشان واقعاً هیچ چشم‌داشتی از هیچ‌کس ندارند حسین در جایگاه‌های مختلفی خدمت کرده و الآن کمک راهنما است و یک لژیون موفق دارد از شاگردانش که رها می‌شوند من لذت می‌برم در رشته ورزشی کنگره 60 چند سال است که تیم دارد، آن چیزی که جزء خصوصیات حسین بوده واقعاً زیاد به حواشی کار توجه نمی‌کند و آن چیزی که موضوع اصلی کار است به آن می‌پردازد.

اعلام سفر مسافر:

آنتی ایکس مصرفی شیشه، کراک، مدت شانزده ماه و بیست روز به روش دی اس تی با داروی اوتی به راهنمایی آقا سعید لژیون دوم سفر کردم، ورزش در کنگره 60 والیبال در حال حاضر پنج سال و ده روز است که آزاد و رها هستم.

آرزوی مسافر:

آرزوی من شاید تکراری باشد ولی آرزو دارم که ما بتوانیم برای شعبه خودمان یک جای ثابت داشته باشیم و یکجایی را برای خودمان بخریم.

خلاصه سخنان مسافر:

در ابتدا از تمام عزیزانی که تشریف آوردن تشکر می‌کنم. قطعاً تمام انسان‌ها در زندگی خود دوران تاریکی داشته‌اند و شاید تمام مسافران این دوران را تجربه کرده باشند، یکسری هنجارها و قوانین خاص خود را داشتم که در حال حاضر فکر کردن به آن‌هم من ر ا آزار می‌دهد و بعد از آمدن به کنگره تمام سعی خود را کردم که آن‌ها را تغییر دهم، ماه پیش بود که می‌خواستم به کنگره بیایم دوستی را دیدم که از من پرسید که می‌خواهم به بانک بروم؟ یعنی لباس سفید پوشیدن و پیراهن پوشیدن برای من بسیار عجیب است، با توجه به پیشینه‌ای که داشتم.

البته هنوز هم نتوانسته‌ام تمام بندها را از پایم بازکنم، هرکسی که من را در حال حاضر می‌بیند فکر می‌کند من از روز اول چنین بودم درصورتی‌که من اخلاقیات کاملاً متفاوتی با آن دوران دارم، مثلاً شیشه شکاندن، از خانه رفتن و بیرون ماندن. اگر آقای سعید نبودند من هیچ‌گاه به درمان نمی‌رسیدم و مدیون زحمات ایشان هستم از جناب آقای مهندس دژاکام متشکرم که با بنیان نهادن این مکان امن باعث رهایی من و امسال من شدند.

خلاصه سخنان همسفر:

من خیلی خوشحالم که الآن در این جایگاه قرار دارم، حسین از همان اول به من و خانواده‌اش بی‌احترامی نمی‌کرد و مواظب رفتارش با ما بود، من از آقا سعید خیلی تشکر می‌کنم که برای حسین خیلی زحمت کشیدند ویکی از کارهایی که آقا سعید برای حسین انجام داد این بود که حسین را وارد بازی کنگره کرد و مشغول به خدمت کردن در کنگره شد که همین کار باعث شد حسین پاگیر کنگره شود در آخر در رأس از جناب مهندس و تمام کسانی که باعث شدند ما در این جایگاه هستیم تشکر می‌کنم.

و در ادامه...

نگارنده: مسافر مهدی

عکاس: مسافر روزبه

تهیه و تنظیم: مسافر محمد حسین

منبع: کنگره60،نمایندگی ارتش


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولد رها یافتگان،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
روزبه(لژیون6) جمعه 8 تیر 1397 15:35
سلام
تولد با شکوه و پر انرژی بود و محبت در آن موج می زد که تمام این انرژی و محبت به خاطر این آزاد مرد است که همیشه با عشق در خدمت اهداف کنگره 60 که همانا رهایی انسانها از بند اعتیاد است بوده است.
از همه عزیزان خدمت گزار هم کمال تشکر را دارم.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات