درمان قطعی مصرف شیشه در کنگره60؛ تولد سومین سال رهایی مسافر دانیال
یکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت 13:31 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

یازدهمین جلسه از دوره نوزدهم کارگاه‌های آموزشی کنگره 60؛ نمایندگی ارتش به استادی مسافر سعید، نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر حبیب با دستور جلسه «وادی ششم و تاثیر آن روی من و تولد سومین سال رهایی مسافر دانیال» شنبه 19 بهمن‌ماه 1398 ساعت 17 آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

خدا را شکر می‌کنم از نگهبان، دبیر و از شما عزیزان سپاسگزارم که فرصت دادید که امروز در خدمتتان باشم. در کنگره ۶۰ روال بر این است: کسانی که حضور پیدا کردند، کنگره ۶۰ را پذیرفتند، به درمان رسیدند، به‌فرمان عقل نزدیک شدند، خدمت کردند، جایگاه خدمتی، آن‌ها را انتخاب کرد و آن‌ها هم برای رسیدن به آن جایگاه خدمتی، تلاش ترددند، تصفیه شدند، آموزش دیدند، به دانایی رسیدند و امروز می‌بینیم که این روال، مرتب در حال انتقال به....

   

دیگران هست و چیزی نیست که بخواهد راکد بماند و در یک نسل، ماندگار باشد و روند تکاملی خودش را شاهد نباشد. امروزه در کنگره ۶۰ می‌بینیم که اساتیدی از آقای مهندس دژکام تا آقای ترابخانی و همین‌طور در این مسیر، نسل به نسل جلو آمدیم. کسانی که در جامعه به آن‌ها بی‌عقلی را نسبت می‌دادند و معتقد بودند که هرکس که به سمت مواد مخدر می‌رود بی‌عقل است امروز در کنگره ۶۰ واقعاً خلاف این را ثابت می‌کنند. کنگره ۶۰ ثابت کرد که انسان مراحلی را در زندگی‌اش تجربه می‌کند که شاید یک قسمت از زندگی که به بُعد دیگر زندگی ارزش می‌دهد، خود، تجربه آن تاریکی‌هاست.

 آدم‌ها برای پی بردن به روشنایی‌ها، تاریکی‌ها و شاید سختی‌ها را تجربه و طی می‌کنند ولی زمانی که آن‌ها راه را پیدا می‌کنند و به آن راه، ایمان می‌آورند و یقین پیدا می‌کنند، به یک استاد، به نیروهای مثبت و به کسانی که هرکدامشان مانند یک ستون هستند تبدیل می‌شوند. ستون‌هایی که می‌توانند در جهت حرکت این روند تکاملی نقش خودشان را به‌درستی بازی بکنند. آن چیزی که من از وادی ششم برداشت کردم این است که: اگر من داناییم را بالا ببرم، تزکیه و پالایش را شروع بکنم و از سمت ضد ارزش‌ها به سمت ارزش‌ها حرکت بکنم، نیرویی به نام «عقل» در صور پنهان من (انسان) می‌تواند گره‌گشای من باشد برای عبور از مشکلات و ضد ارزش‌ها؛ مشروط بر اینکه من به دانایی و قدرت تشخیص رسیده باشم تا مبدأ پیام‌هایی که به من می‌رسد را تشخیص دهم، آیا این پیام از نفس اماره است؟ نفسی که به من پیام حرکت به سمت ضد ارزش‌ها را می‌دهد و یا فرمان می‌دهد که سفرم را به‌درستی انجام ندهم و یا کار امروزم را به فردا بیندازم و یا فرمان، به سلب آسایش از دیگران می‌دهد، یا اینکه در زندگی دیگران تجسس بکنم و یا فرمان به مصرف مواد مخدر، می‌دهد و یا به قدرت تشخیص نیرویی رسیده‌ام که به من فرمان انجام خلاف این ضد ارزش‌ها را می‌دهد. این دقیقاً همان حرکت چرخشی است که من می‌توانم از سمت تاریکی‌ها به سمت روشنایی و نور و یا از سمت ضد ارزش‌ها به سمت ارزش‌ها، حرکت کنم.

نهایت این تغییراتی که عرض کردم رسیدن به یک صلح و آرامشی است که من بتوانم بنای این صلح و آرامش را در زندگی خود بگزارم و بتوانم از زندگی که دارم لذت ببرم و در قسمت‌ها و جایگاه‌های مختلف خدمت کنم و از فرمان عقل خود، پیروی بکنم. در متن ابتدای وادی آمده است که حکم عقل را در قالب فرمانده، کاملاً بپذیرم و انجام دهم، این انجام دادن همان ضلع تجربه ما است که باید در قسمت‌های مختلف تشخیص دهم که عقل من چه حکمی می‌کند و یا چه دستوری می‌دهد؟ از درست سفر کردن، خوردن رأس ساعت دارویم، برقرار کردن نظم، آرامش و احترام به دیگران. به‌تدریج که یک مقدار قدرت پیدا کردم شروع به خدمت می‌کنم و تلاش می‌کنم که در کارم بهترین باشم تا زمانی که در این حیات هستم و زندگی می‌کنم.

درصدی از دوستان، در تلاش‌اند تا بعد از اتمام سفر و رها شدن، شروع به خدمت کنند، در لژیون مرزبانی خدمت کنند، مراحل رسیدن به کمک راهنمایی را طی کنند و یا در لژیون سردار مشغول خدمت شوند. این‌ها کسانی هستند که در جهت فرمان‌ها عقلشان درحرکت‌اند و قطعاً روزبه‌روز به ‌فرمان عقل، نزدیک‌تر خواهند شد و تزکیه خود را به‌درستی انجام می‌دهند.

خلاصه سخنان استاد در مورد مسافر:

امروز تولد سه‌سالگی دانیال عزیز است که از کمک راهنمایان محترم کنگره ۶۰ و نمایندگی ارتش است. دانیال با مصرف شیشه به کنگره ۶۰ آمد و متأسفانه به دلیل مصرف ماده خطرناکی مانند شیشه، دچار توهماتی که البته به‌نوعی حقیقی هم است شده بود توهماتی عجیب از حیوانات دایناسورها و غیره که وقتی تعریف آن‌ها را می‌شنویم به آن‌ها می‌خندیم اما این دنیای واقعی یک مصرف‌کننده شیشه است و او دنیا را این‌گونه می‌بیند. حالا شما تصور کنید که چه آسیبی به خانواده او و به جامعه، می‌رسد و اگر مجموعاً نگاه کنیم، به دلیل مصرف این ماده، تخریب‌های او مرتباً در حال تکرار است.

این شاید از خوش‌شانسی من است یا چیز دیگر، نمی‌دانم؛ که وقتی بچه‌ها وارد کنگره می‌شوند و از تخریب‌هایشان صحبت می‌کنند من آن‌ها را نمی‌بینم و نمی‌توانم این تعریف‌ها را باور کنم چون یک بُعدِ دیگر از آن‌ها را می‌بینیم. زمانی که مسافران وارد کنگره می‌شوند، مصرفشان را قطع کرده، درمانشان را شروع می‌کنند و از داروی OT استفاده می‌کنند و چند وقتی‌که از درمانشان می‌گذرد، واقعاً یک قالب دیگر ساخته می‌شود و ما شاهد یک بُعدِ دیگر از آن‌ها هستیم به‌طوری‌که وقتی از آن تخریب‌ها صحبت می‌کنیم می‌خندیم و وقتی امروز آن‌ها را می‌بینیم نمی‌توانیم باور کنیم که یک مصرف‌کننده تا ۳ سال پیش در یک چنین دنیایی زندگی می‌کرده است. این‌ها حاصل نوع درمان در کنگره ۶۰، متد DST، آموزش‌های کنگره ۶۰ و همین کارگاهای آموزشی که امروز در آن قرار داریم است. درواقع این محصول کنگره ۶۰ است.

بارها برایمان تکرار شده است و شاهد هستیم که دنیا در مسئله درمان اعتیاد به نقطه صفر هم نرسیده است و به عقیده من حتی در مسئله خود (اعتیاد) که کنگره ۶۰ به دانش‌های زیادی دست پیداکرده است هم دنیا دست پیدا نکرده است چه برسد به درمان اعتیاد. این جای تبریک و تشکر دارد از جناب مهندس دژکام.

 

دانیال بعد از درمانش کمک راهنمایی را به‌صورت خیلی جدی دنبال کرد و قبول شد و یک لژیون تحویل گرفت و امروز شاگردهای خیلی خوبی را تربیت می‌کند. خانواده دانیال در اولین سال تولدش ۲ نفر بود و امسال ۳ نفر هستند، خداوند به آن‌ها یک فرزند هدیه داده است که این جای تبریک دارد. انشا الله که همیشه در پناه خداوند و در صلح و آرامش باشید... این تولد را به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تبریک عرض می‌کنم و همچنین، به خودت، خانواده محترمت و راهنمای گروه خانواده و همه عزیزان، صمیمانه تبریک می‌گویم. از اینکه توجه کردید، سپاسگزارم.

در ادامه جلسه از اعضای لژیون سردار در گلریزان 98 ، توسط نگهبان لژیون سردار نمایندگی ارتش سرکار خانم فریبا، تقدیر به عمل آمد.

 

 

 

اعلام سفر مسافر:

سلام دوستان، دانیال هستم یک مسافر. با ۱۴ سال تخریب وارد کنگره ۶۰ شدم. آخرین آنتی ایکس مصرفی: شیره، شیشه و تریاک. مدت ۱۰ ماه و ۵ روزبه روش DST و با داروی درمان شربت OT به راهنمایی استاد عزیزم آقای سعید نمکی سفر کردم. مدت رهایی: ۳ سال و ۳ ماه و ۶ روز. در ضمن مدت ۱۰ ماه و ۵ روز درمان وابستگی به دخانیات، به روش DST و با داروی درمان آدامس نیکوتین، داشتم به راهنمایی آقای رضا. رهایی از بند دخانیات: ۳ سال.

آرزوی مسافر:

آرزو دارم که به امید خداوند بزرگ، هر چه سریع‌تر بتوانیم جایی را برای نمایندگی ارتش خریداری کنیم.

 خلاصه سخنان مسافر:

باورم نمی‌شود که این روز برای من هم رسید این دقیقاً همان باور در ناباوری است و امیدوارم تمام سفر اولی‌ها این روز را تجربه کنند. در ابتدا باید بگویم که من غیر از همسرم، دو هم‌سفر دیگر هم دارم (پدر و مادرم) که هیچ‌وقت به کنگره نیامدند اما با من مانند یک کنگره‌ای برخورد کردند.

 از زمانی که من با شیشه آشنا شدم، مدت ۱۳ سال می‌گذرد و این ماده تخریب‌هایی در من به وجود آورد که باورکردنی نیست می‌خواهم از این فرصت استفاده کنم و چند تا از این تخریب‌ها و خاطرات را تعریف کنم تا متوجه شوم که کنگره ۶۰ چه‌کار بزرگی انجام می‌دهد. پدرم تعریف می‌کردند که: من جلوی همکاران پدرم، تمامی پرونده‌های کاری ایشان را وسط خیابان پاره می‌کردم و یا روی همه آن‌ها مُهر می‌زدم. یا اینکه در خانه به خاطر یک ظرف خامه، دادوبیداد کردم و از اتاقم یک شمشیر آوردم، وقتی این خاطرات و یا بهتر بگویم تخریب‌ها را برایم تعریف می‌کردند، من خجالت می‌کشیدم و احساس شرم می‌کردم.

من همیشه در یک اتاق انتهای حیاط خانه‌مان بودم و روزها می‌شد که من ازآنجا تکان نمی‌خوردم و در حال مصرف موادم بودم و برای اینکه خانواده‌ام را تحت نظر داشته باشم که نا غافل سراغم نیایند در حیاط دوربین مخفی گذاشته بودم اما من در آن دوربین دو غول را می‌دیدم که اجازه خروج از اتاق را به من نمی‌دادند. زمان‌هایی می‌شد که به پدرم می‌گفتم که این درختان با من صحبت می‌کنند و زمان تشنگی‌شان را به من می‌گویند پس من به آن‌ها آب می‌دهم، که ظاهران گاهی این زمان آبیاری به دو هفته، آن‌هم در تابستان، می‌رسیده است چون آن‌ها (درختان) از من تقاضای آب نمی‌کردند. (همراه با لبخند)

خیلی اوقات می‌شد که از مصرف کردنم خسته می‌شدم و خیلی وقت‌ها با گریه از کاسب مواد، جنسم را می‌خریدم و با گریه از اینکه دیگر، نمی‌خواستم مصرف کنم، جنسم را نگاه می‌کردم اما مجبور بودم مصرف کنم. یکی از بدترین تخریب‌های من این بود که چقدر همسرم و خانواده او را اذیت کردم درصورتی‌که در خانواده همسرم یک سیگاری هم نبود. نمی‌توانم حجم خجالت‌ها و سختی‌هایی که همسرم به خاطر من و مصرف موادم، متحمل شده است را تصور کنم. نمی‌دانم که چقدر باید سپاس گذار چنین گذشت و معرفتی باشم همسرم می‌توانست همان ابتدا من را رها کند اما پای من ماند.

از کنگره ۶۰ ممنونم که فرصتی برای خدمت کردن به من داده است این فرصت را کنگره در اختیار من قرار می‌دهد تا حالم خوب شود و من هر نوع خدمتی که بکنم، از خدمت مالی یا کمک راهنمایی، همه و همه کمک کنگره به من است زیرا درنهایت این حال من است که به‌واسطه این خدمت‌ها خوب می‌شود. از آقا سعید، راهنمای عزیزم سپاسگزار هستم ایشان در حق من بسیار لطف و محبت داشتند. در آخر باید بگویم ازنظر من این تولدها به من دانیال یادآوری می‌کند که از کجا به اینجا رسیده‌ام و شاید هم کسی باشد که من و دیگران را ببیند و متوجه شود که درمان در کنگره ۶۰ مثل آب خوردن است به‌شرط اینکه در این راه باشد و کاری را که از او می‌خواهند به‌درستی و به‌موقع انجام دهد. بابت این روزهای خوب، از آقای مهندس دژاکام و خانواده بسیار محترمشان تشکر می‌کنم از آقای سعید، راهنمای بزرگوارم سپاسگزارم از همسر و هم‌سفرم تشکر می‌کنم و همچنین از راهنمای ایشان ممنونم.

 

صحبت‌های راهنمای هم‌سفر:

ابتدا این روز عزیز را به جناب مهندس دژاکام تبریک می‌گویم زیرا ما هر چه، از سلامتی تا هر آنچه فکرش را بکنید، داریم؛ وامدار ایشان و خانواده بزرگشان هستیم. به آقای سعید، راهنمای آقای دانیال تبریک می‌گویم و به خانم سحر، راهنمای اول خانم سحر (هم‌سفر) این روز را تبریک می‌گویم. در چنین روزهایی باید شکرگزار خداوند بزرگ باشم زیرا هر آنچه تصورش هم نمی‌کنیم از او داریم که به نظر من سلامتی شاید کوچک‌ترین آن‌ها باشد. هم‌سفران با حال بسیار خراب وارد کنگره ۶۰ می‌شوند و دائماً از زمین و زمان می‌نالند و هیچ امیدی به بهبودی اوضاع ندارند؛ بسیار سخت است که همان اول به آن‌ها این باور را بقبولانید که شما می‌توانید درمان شوید اما بهبود این شرایط برایشان ناشدنی است.

طبق وادی ششم که می‌گوید: برای رسیدن به‌فرمان عقل باید پله‌پله قدم برداریم؛ هم‌سفر باید از کارهای کوچک و قدم‌های کوچک شروع کند. بعد از یک ماه، من مسافری را که از او کینه به دل داشتم کم‌کم می‌بخشم و در ماه‌های ششم به او حق می‌دهم که به هر دلیلی مصرف‌کننده شده است و دیگر او را قضاوت نمی‌کنم و زمانی که پایان سفر اول می‌رسیم، با تمام وجودم دوباره عاشق او می‌شوم، این سفر هم‌سفران است. البته این مهم، با دست، به دست راهنما دادن است که محقق می‌شود. خانم نیلوفر بسیار قوی بود بااینکه ورودش به کنگره در دوران نامزدی او بود اما ایشان با ایمان به خداوند و روش درمانی کنگره ۶۰ و اعتماد به راهنما و با صبوری زیادی که داشت توانست از آن مشکلات عبور کند و امروز میوه زندگی خود را می‌بیند. این روز را به ایشان تبریک می‌گویم.

صحبت‌های هم‌سفر:

در ابتدا از تمام هم‌سفران محترم که به من لطف داشتند تشکر می‌کنم. اول از آقای مهندس تشکر می‌کنم و به ایشان تبریک می‌گویم. خدمت آقا سعید تبریک می‌گویم و واقعاً از ایشان ممنونم. آقا سعید همیشه عشق و انرژی به دانیال می‌دادند و دانیال هم این عشق و انرژی را به خانه انتقال می‌داد و همین باعث شد تا سفر خوبی را پشت سر بگزارد. به قول آقای سعید که هفته پیش فرمودند: رهایی در کنگره ۶۰ مثل آب خوردن است به شرطی که در مسیر کنگره باشیم واقعاً دانیال هم حداقل از دید من، مثل آب خوردن سفر کرد و به رهایی رسید. از آقا سعید و خود دانیال تشکر می‌کنم و از اینکه این جایگاه را تجربه می‌کنم خوشحالم. به قول خانم هانیه عزیز ما امروز ثمره زندگی‌مان را می‌بینیم و اگر کنگره ۶۰ وجود نداشت شاید امروز بارادی وجود نداشت. از خانم سحر عزیز که همیشه به من عشق و انرژی می‌داد سپاس گذارم و امیدوارم هرکجا که هستند سالم و سلامت باشند. از خانم هانیه عزیز سپاسگزارم و امیدوارم برکت خدمتی که انجام می‌دهند به زندگی‌شان بازگردد.

نگارش: مسافر روزبه
عکس تهیه و تنظیم: مسافر روزبه

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولد رها یافتگان،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محمد سه شنبه 22 بهمن 1398 15:27
خدا به آقا سعید نمکی برکت و سلامتی بده که همچین شاگردایی را پرورش داده یکی از یکی بهتر. دانیال جان مبارک باشه.
دوشنبه 21 بهمن 1398 11:39
سلام. درود بر آقا دانیال عزیز که همیشه در حال خدمت است من نتونستم تو جلسه مشارکت کنم پس از این فرصت استفاده می کنم و می گم که دانیال همیشه با صحبتهای امیدوار کننده ای که می کرد به من امید می داد همین که با لبخند به آدم نگاه می کنه یک خصوصیت خاص و عالی دانیال. امیدوارم کنار عزیزات خوش و سر حال باشی، تمام عمر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو