قوت قلب ( جشن چهاردهمین سال تولد دیدبان محترم آقای سعید نمکی)
یکشنبه 13 بهمن 1398 ساعت 09:39 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )
نهمین جلسه از دوره نوزدهم کارگاه‌های آموزشی جهان‌بینی کنگره 60؛ نمایندگی ارتش  با استادی مسافر رضا و نگهبانی مسافر فرهاد و دبیری مسافر حبیب با دستور جلسه (OT ) در روز شنبه ۱۲بهمن ماه ۱۳۹۸ ساعت ۱۷آغاز به کارکرد.(

خلاصه سخنان استاد:

 بسیار خوشحالم که امروز توانستم در نمایندگی ارتش حضورداشته باشم. امروز تولد آقا سعید است و این بهانه‌ای شد که توانستم در خدمت شما عزیزان باشم. من فکر کنم تابه‌حال نتوانسته بودم در این شعبه و در این جایگاه استادی در خدمت شما باشم، به‌هرحال... 
   

برایتان آرزوی سلامتی می‌کنم و امیدوارم در سفرتان موفق باشید، چه در سفر اول و یا سفر دوم. برای سفر اولی‌ها آرزوی بهبودی و سلامتی بیشتری دارم. دستور جلسه این هفته در کنگره ۶۰(اوتی) است. شاید برایتان جالب باشد که بدانید سرگذشت (اوتی) چه بوده و از کجا شکل گرفت و چه طور به اینجا رسید و بدانید که اگر آلان خیلی راحت در اختیارتان قرار می‌گیرد؛ به این سادگی‌ها هم به اینجا نرسید تا کمی بیشتر قدردان آن باشید و به‌قول‌معروف با احترام بیشتری با آن برخورد نمایید.

در اوایل کار، بچه‌ها با تریاک سفر می‌کردند. راهنماها همه اتیکت داشتند و مثلاً اگر راهنمای تریاک بودند روی اتیکتشان می‌نوشتند: تریاک و اگر هرویین بود می‌زدند: هرویین. در آن زمان اکثر مصرف‌ها همین مواد بود (تریاک، شیره یا هرویین) و هرموادی هم راهنمای خودش را داشت؛ اما آن روش، روش مناسبی نبود؛ یعنی آن موقع ما هرویین را با هرویین کم می‌کردیم و تریاک را با خود تریاک که روش مناسب و خوبی نبود. پس‌ازآن آزمون‌وخطاها و روش‌های دیگر آن‌قدر تکرار شد که آلان بهترین نتیجه‌ای که حاصل‌شده در حال اجراست.

مطمئن باشید قبل از اینکه روشی بخواهد در کنگره ۶۰ خصوصاً برای سفر اولی‌ها اجرا شود، لااقل چندین ماه روی آن فکر و کارشده و وقتی نتیجه مطلوب گرفته شد، در اختیار دیگران قرار می‌گیرد تا آن را انجام دهند. در یک مقطعی تهیه تریاک به مشکل خورد، هم ازلحاظ قیمتی و هم ازنظر نوعش. برای تهیه کردن آن‌هم بچه‌ها دچار مشکلاتی می‌شدند، مثلاً ازلحاظ قانونی، با نیروی انتظامی به مشکل برمی‌خوردند یا نوع مواد تغییر می‌کرد، گاهی خوب بود و گاهی بد و درگیری‌های خاص دیگر.

اوایلی که پروژه (اوتی) شروع شد با پایلوت ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر در مرکز مطالعات انجام شد و به مدت ۱ سال نتیجه‌ای که حاصل شد در اختیار بچه‌ها قرار گرفت. در همان اوایل برای چگونگی تهیه آن و درصدهایی که در آن به‌کاررفته و اینکه یکدست باشد، ما فرمول آن را به بچه‌ها می‌دادیم تا آسیبی که برای تهیه آن داشتند و مشکلات آن کمتر شود. الحمدالله ... آلان به‌جایی رسیده است که بچه‌ها به‌راحتی آن را تهیه می‌کنند و کل آن از یک نوع مواد تشکیل‌شده و ترکیب بسیار خوبی دارد، البته ما که مصرف نکرده‌ایم و از کسانی که مصرف کرده‌اند فقط شنیده‌ایم (با خنده). این چیزی که در حال مصرف آن هستند بسیار خوب و یکدست است و به‌خوبی هم جواب داده و همین‌طور حتی برای شیشه و هرویین هم جواب داده و شاهدیم، بچه‌هایی که با مصرف این مواد می‌آیند به‌راحتی در طی ۱۰ تا ۱۱ ماه درمان می‌شوند و بسیار نتیجه خوبی گرفته‌اند.

امروز تولد چهاردهمین سال رهایی آقای سعید نمکی، ایجنت شعبه هم هست. آقای سعید نمکی از دیدبانان کنگره ۶۰ هستند که ۱۵ سال در کنگره حضور دارند؛ و همین‌طور خانواده محترمشان و خودشان. ایشان در جایگاه خدمتی راهنمایی، ایجنتی و به‌عنوان دیدبان، خدمت گذار دوستان هستند و همین‌طور هم‌سفر ایشان، خانم زهرا که ایشان‌ هم در قسمت هم‌سفرها به‌عنوان اسیستانت مشغول به خدمت هستند. در اینجا باید اشاره‌کنم که کار هم‌سفرها در بعضی جاها خیلی بیشتر از مسافران است زیرا ما می‌دانیم که چه‌کار می‌کنیم. مواد مصرف کرده‌ایم و تا حدودی با آن آشنایی داریم و در کل می‌دانیم که چه اتفاقی می‌افتد اما خانواده‌ها وقتی درگیر مواد (به‌عنوان همسفر) می‌شوند هرکدام شرایط روحی و فکری متفاوتی دارند و ازآنجایی‌که مواد مصرفی ندارند بنابراین، هدایت کردنشان به سمتی که بتوانند احساس امیدواری بیشتری بکنند کار سختی است خصوصاً با تخریبی که فرد مصرف‌کننده دارد و ناامیدی‌هایی که در دل خانواده‌ها کاشته‌اند، با آن‌ها کار کردن و نتیجه گرفتن، کار سختی است که این کار را در قسمت هم‌سفران، بسیار خوب انجام می‌دهند و من برایشان آرزوی موفقیت می‌کنم.

من ۱۵ سال است که با آقای سعید آشنا شده‌ام، ایشان فرد بخصوصی هستند. هرکدام از بچه‌ها یک شخصیت، رفتار و منش خاصی دارند و آقای سعید در نوع خود استثنا است البته هرکداممان این‌گونه هستیم و برای خود استثنائی داریم ولی آقا سعید سفر اول را که پشت سر گذاشت خدمتگزاری را شروع کرد و البته خانواده ایشان‌ هم همین‌طور. آن چیزی که به خودشان کمک کرده بود را در اختیار دیگران قراردادند. پسر آقا سعید، آقا محمد در تیم راگبی کنگره ۶۰ هستند و در آنجا خدمت و ورزش می‌کنند و یکی از کسانی است که در راگبی بسیار تاثیر گذار است و بسیار خوب بازی می‌کند. ازآنجایی‌که من راگبی بازی کرده‌ام و یک شناخت کوچکی از آن دارم، می‌دانم که آقا محمد یک‌مهره بسیار تاثیر گذار است تا آنجایی که اگر محمد در تیم باشد می‌تواند نتیجه بازی را تغییر بدهد و میلاد عزیز.

  از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید متشکرم.


خلاصه سخنان جناب آقای سلامی در مورد آقای سعید:

بسیار خوشحالم که در این روز (تولد آقای سعید) اینجا حضور دارم. فکر می‌کنم که همه در مورد سعید صحبت‌هایشان را کرده‌اند و لااقل برای نمایندگی ارتش، خدمات سعید بسیار روشن و واضح است. از پارک جمشیدیه تا به اینجا در خیابان بوکان. سعید از بچه‌هایی بود که از همان ابتدا که وارد کنگره شد، روابط عمومی خوبی داشت و با همه ارتباط برقرار می‌کرد و بچه‌ای بود که خالصانه خدمت می‌کرد.

 تجربه من در کنگره ۶۰ این است که: آدم‌ها نباید به دنبال جایگاه بروند و هرکسی که به دنبال جایگاه برود، قطعاً به آن جایگاه نخواهد رسید چون برای او مهم، آن جایگاه و شخصیت حقوقی آن است. کسانی که خدمت می‌کنند و هیچ‌چیز را در نظر نمی‌گیرند و فقط خدمت می‌کنند و فرقی برایشان ندارد، چه نگهبان نظم باشند چه میکروفن گردان یا در نشریات و (اوتی) باشند هیچ فرقی برایشان نمی‌کند و خدمت می‌کنند. این کنگره ۶۰ است که می‌گردد و آدم‌هایی را که خوب خدمت می‌کنند و خدمت صادقانه می‌کنند انتخاب می‌کند. سعید خیلی زود انتخاب شد و در مرزبانی، کمک راهنمایی و بعد به‌عنوان ایجنت و به‌عنوان کسی که یک نمایندگی را راه‌اندازی کرد مشغول به کار شد. بعدازاین خدماتی که در کنگره انجام داد دوباره کنگره، گشت و یک جایگاه جدید برایش انتخاب کرد و توسط آقای مهندس در کمیته دیدبانان انتخاب شدند و به‌عنوان دیده‌بان در این جایگاه خدمت می‌کنند. این‌ها حاصل تلاش‌ها و خدمات ارزنده آقای نمکی بوده است.

همین‌طور که آقای نمکی خدمتگزار خیلی خوبی برای کنگره هستند خانواده ایشان ‌هم جز خدمتگزاران هستند همسرشان و پسرشان که یکی از راگبی کاران قدیمی تیم کنگره ۶۰ است چون از ۹ سالگی راگبی بازی کرده است. از زمانی که ما تیم راگبی کنگره را راه‌اندازی کردیم، محمدرضا نمکی به‌عنوان بازیکن در تیم بوده و تا آلآن‌ هم که هست و انشا الله که برای بازی در تیم ملی انتخاب شوند. خانم آقای نمکی (خانم زهرا) هرجایی که به ایشان می‌گفتند، حرکت می‌کرد و برای خدمت کردن حاضر بودند چه در بوشهر و چه در شیراز و یا آبادان و اهواز، برای این خانواده، نوع و جای خدمت، هیچ فرقی نمی‌کند چون نیتشان فقط خدمت کردن برای انسان‌ها است و این موضوع جایی تقدیر و تشکر در ابتدا از آقای مهندس دارد زیرا ما اصلاً نمی‌دانستیم خدمت چیست و معمولاً به انسان‌ها خدمت می‌کردیم تا فقط کلاهشان را برداریم اما در کنگره یاد گرفتیم تا خدمت کنیم که سر انسان‌ها کلاه نرود و راه را نشانشان دهیم.

از آقای ترابخانی تشکر می‌کنم که بسیار زحمت کشیدند ایشان آموزش‌های بسیار خوبی را به ره‌جوهایشان دادند، شما اگر در کنگره دیدبانان نگاه کنید؛ آقای سعید نمکی، آقای محمد صداقت آقای مجدیان و آقای خدامی، عضو کنگره دیدبانان هستند و این‌ها تماماً ره‌جوهای آقای ترابخانی بوده‌اند. آموزش‌های صحیحی که ایشان به بچه‌ها داده‌اند باعث شده که آن‌ها طوری خدمت می‌کنند که این کنگره است که می‌گردد و آن‌ها را انتخاب می‌کند و همین‌طور بعدازآن‌ها آقای زرکش و آقای شریفی‌نیا آمده‌اند، راهنمای این‌ها آقای ترابخانی است. از ایشان سپاسگزاریم که آموزش‌های صحیح کنگره را به ره‌جویانشان انتقال داده‌اند. خیلی خوشحالم که رشد این نمایندگی را می‌بینم و هر دفعه جمعیت بیشتری اینجا می‌بینم. امیدوارم که اینجا جا برایتان تنگ شود و بتوانید در یک جای بزرگ‌تری مستقر شوید. خیلی ممنونم که به صحبت‌هایم گوش کردید.


اعلام سفر آقای سعید:

مدت تخریب ۱۴ سال. آنتی ایکس مصرفی: کراک. مدت ۱۱ ماه به روش دی اس تی و با داروی درمان اپیوم و به راهنمایی دیدبان محترم آقای ترابخانی سفر کردم. مدت رهایی از بند مواد:۱۴ سال در ضمن مدت ۱۰ ماه به راهنمایی آقای مهندس دژاکام سفر وابستگی به دخانیات داشتم مدت رهایی ۶ سال. ورزش در کنگره والیبال.


آرزوی آقای سعید:

آرزوی من این است که خداوند توفیق دهد تا خدمت کنم و امانت‌دار خوبی باشم.

خلاصه سخنان آقای سعید:

در ابتدا خداوند را شکر می‌کنم و از همه عزیزان سپاسگزارم. در کنگره ۶۰ بنیان و ریشه طوری بناشده است که انسان‌ها با هر تخریبی که خود و خانواده‌شان دارند، وقتی وارد می‌شوند و آموزش می‌بینند راه برایشان نمایان می‌شود و خداوند سر راهشان انسان‌هایی را قرار می‌دهد که آن‌ها را راهنمایی بکنند. شاید باورش سخت باشد اما امروزه این اتفاق می‌افتد. ۱۴ سال رهایی یک سال و یا ۵ سال این چیزی است که دنیا هنوز در آن مانده است و حتی به نقطه صفر اعتیاد و شناخت اعتیاد نتوانسته‌اند دست پیدا کنند و ما امروز باید خیلی خوشحال باشیم که اینجاییم و در حال تجربه کردن علوم کنگره ۶۰ که توسط ریشه و بنیان کنگره جناب آقای مهندس دژاکام؛ مرتب در دسترس ما قرار می‌گیرد. من امیدوارم که بتوانم به‌نحوی‌که شایسته آن علوم و آموزش‌ها است حرکت کنم و خدای‌نکرده با عملکردم نخواهم ارزش آموزش‌ها را نادیده بگیرم و چشمم را بر روی چیزی که مانند یک سرمایه است ببندم، چیزی که مانند یک گوهر است که یافت نمی‌شود.

امروز یاد گرفتیم، آموزش دیدیم و تمنای آن را پیدا کردیم و به ما بخشیدند. خروج از تاریکی‌ها و رسیدن به روشنایی‌ها شاید در یک جمله خلاصه شود اما خیلی ساختارها باید در کنار هم قرار بگیرد و یک سیستم، خیلی باید قدرتمند و بخشنده باشد تا یک نفر از دنیای اعتیاد خارج شود و به دنیای نور و روشنایی بازگردد. امروز جای تشکر و قدردانی دارد از کسانی که سال‌های سال در حال خدمت هستند، سال‌های سال از عصاره جانشان بخشیدند؛ وقتی در وادی چهاردهم بهشت تعریف می‌شود و از بهشت یاد می‌شود می‌گوید: بهشت برای آن‌کسانی است و آن‌کسانی بهشت را تجربه می‌کنند و کلیددار هستند که از عصاره جانشان و آن چیزی که ارزشمند است ببخشند و از شاد شدن انسان‌های دیگر شاد شوند، خوشا به حال پیشکسوت‌ها و بزرگان ما، در کنگره که در یک چنین جایگاهی قرارگرفته‌اند.

 خداوند را شکر می‌کنم که در کنگره هستم و کنگره من را قبول کرد و من هم تمام تلاشم را به کار گرفتم تا قوانین و اصول کنگره را قبول کنم اما مطمئن هستم که آن‌گونه‌ای که باید باشم نبوده‌ام و در این مسئله من شک ندارم، از خداوند می‌خواهم که از این لحظه به بعد طوری باشم که قدردان اصول و قوانین و سیستم کنگره ۶۰ باشم و واقعی بتوانم خدمت کنم، امیدوارم که خداوند این فرصت را به من ببخشد و راهنماهایی که در کنگره‌داریم به‌گونه‌ای ما را هدایت کنند که انشا الله ما هم از این فرصت بهره‌مند شویم.

درمان اعتیاد در کنگره ۶۰ مثل آب خوردن است، فقط باید پذیرفت و در جهت درمان حرکت کرد تا درمان شویم. بعد از درمان، یک زندگی دیگر وجود دارد و آن موقع با دنیایی آشنا می‌شویم که خیلی از انسان‌ها به دنبال آن هستند اما شاید نتوانند آن را بیابند پس ما خوشبخت هستیم و مورد رحمت خداوند قرارگرفته‌ایم که با کنگره ۶۰ آشنا شده‌ایم. از بنیان کنگره ۶۰ جناب مهندس دژاکام ممنون و سپاسگزار هستم که ساختاری را فراهم کردند که نقطه‌به‌نقطه آن روشنایی، اوج و رهایی است. ایشان از کسانی، استاد پرورش دادند که شاید جامعه نگاه خوبی به آن‌ها نداشت و آن‌ها امروز با درمان شدن توسط روش (دی اس تی) و آموزش‌هایی که دریافت کردند جز بهترین‌ها شدند. دیروز شاهد بودیم که از بهترین‌های راگبی کشور قدردانی شد و اعضای تیم راگبی کنگره ۶۰ جز این بهترین‌ها بودند و از آن‌ها قدردانی به عمل آمد. اعضای کنگره ۶۰ در موقعیت‌های اجتماعی و کاری جز بهترین‌ها هستند و این مهم در تمام قسمت‌ها در جریان است در ورزش و همسفران ‌هم همین‌طور.

حرف زدن در مورد بعضی از انسان‌ها و بزرگان سخت است و شاید نفس آدم یاری نکند تا از آن‌ها بگوید و شاید نتوان در محضر و حضورشان راحت صحبت کرد اما باید گفت که آن‌ها قوت قلب‌اند برای اینکه آدم فقط باشد و امید داشته باشد. جناب آقای سلامی؛ ایشان واقعاً قوت قلب‌اند و خدمت کردنشان، حضورشان، کلام، تدبیر و رفتارشان قوت قلب است. انشالله خداوند شما و خانواده محترمتان را حفظ کند و در پناه خداوند جاوید باشید و ما از حضور شما نیرو بگیریم. از راهنمای عزیزم که باز هم تکرار می‌کنم که ایشان قوت قلب‌اند اما بیان آن بسیار سخت است که آدم بخواهد در مورد راهنمایش صحبت بکند، چه چیزی می‌تواند بگوید؟ از نمایان کردن راه، مهر و محبت و صداقت و شرافتی که در کارشان است و آن بخشش بگوید؟ بخششِ عصاره جانشان که همان محبت است که بخشش آن کار هرکسی نیست مگر آنکه بداند معنای آن چیست. واقعاً و از صمیم قلب سپاسگزار شما هستم و امیدوارم که در پناه خداوند جاوید و ماندگار باشید، باشید تا دل ما به بودنتان خوش باشد، به اینکه ما هم باشیم و خدمت بکنیم. انشالله شما و خانواده محترمتان ‌همیشه سربلند باشید.

از خانم آذر، راهنمای گروه خانواده بی‌نهایت تشکر می‌کنم. همان‌طور که در سخنان آقای ترابخانی بود؛ کار شما در گروه هم‌سفران بسیار سخت است. از شما به خاطر راهنما ای‌هایی که به خانواده ما داشته‌اید بی‌نهایت سپاسگزار هستم و بهترین‌ها را برای شما آرزو می‌کنم. از خانواده خودم تشکر می‌کنم. خیلی وقت‌ها آدم در یکسری از مسائل به مشکل برمی‌خورد و دچار ناامیدی می‌شود و شاید آن‌هایی که نزدیک‌ترین به آدم هستند بهترین‌اند برای امید دادن و یک کلمه حرفشان مملو از امید باشد. من در سفر اول شاید بارها ناامید می‌شدم و این خانواده من بودند که به من امید می‌دادند، در سفر دوم هم همین‌طور. در آخر باید بگویم که تاثیر گذار بودن به جنسیت نیست و آدم‌ها می‌توانند هم تاثیر خوب بگزارند و هم خدای‌ناکرده تاثیر بد اما خوشبختانه خانواده من همیشه تاثیر خوب گذاشتند و انشا الله در هر جایگاهی که هستند موفق باشند، برایتان آرزوی موفقیت می‌کنم. ممنونم از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید.

هم‌سفر آقای سعید:

چهاردهمین سال رهایی پدرم را تبریک می‌گویم و برایشان آرزوی موفقیت و سربلندی دارم. بسیار خوشحالم که پدرم به کنگره آمد که من هم در کنار ایشان توانستم آموزش بگیرم و از کنگره استفاده کنم. کنگره فقط درمان اعتیاد نیست بلکه کنگره خیلی چیزها را به من یاد داد، مانند رفتار و کردار نیک و از همه مهم‌تر عشق. این روز را به جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان تبریک می‌گویم. به راهنمای پدرم، آقای ترابخانی و همچنین راهنمای مادرم سرکار خانم آذر، تبریک می‌گویم.

راهنمای هم‌سفر خانم آذر:

ما همه در کنگره ۶۰ مانند یک ساعت عمل می‌کنیم به‌طوری‌که عقربه‌های ساعت در یک‌جهت می‌گردند تا زمان را مشخص کنند و ما هم از راهنمای مسافر، راهنمای هم‌سفر، همه در یک‌جهت کار می‌کنیم تا یک رهایی داشته باشیم و بتوانیم هم‌سفران و مسافرانی داشته باشیم که در کنار هم و در کمال آرامش زندگی کنند. به آقای سعید تبریک می‌گویم و آرزوی بهترین‌ها را برایشان دارم. خانم زهرا (همسر آقای سعید) یک شخصیت کاریزماتیک دارند و انسانی هستند که انرژی مثبت زیادی دارند و این انرژی مثبت را به همه انتقال می‌دهند و برایشان فرقی نمی‌کند. آدم‌هایی مانند ایشان بدون غم غُصه نیستند اما ایشان غصه‌هایشان را غِصه نمی‌کنند که سر هر کوی و برزنی بخواهند آن را فریاد بزنند. ایشان با تمام وجود خدمت می‌کنند و من در اینجا باید بگویم ایشان نه یک ره‌جوی خوب بلکه یک همکار خوب برای من هستند. برای ایشان آرزوی بهترین‌ها را دارم. به‌افتخار زنانی که با تمام اینکه زن بودند اما مردانه سفر کردند.

هم‌سفر مسافر (خانم زهرا):

در ابتدا خداوند را شکر می‌کنم که وارد کنگره ۶۰ شدیم و خدا را شکر می‌کنم که دوستان خیلی خوبی مثل شمارا پیدا کردیم تا بتوانیم به هم کمک کنیم و آموزش بگیریم تا به آن آرامش و تعادل برسیم. من اعتقاددارم که برای رسیدن به یک مقصد باید یک استاد و راهنمایی باشد تا با آموزش، کمک کند تا به‌سلامت به مقصد برسیم و این بسیار مهم است. اگر ما هم وارد این سیستم شدیم به خاطر ازخودگذشتگی‌های اساتیدی مانند آقای مهندس و خانواده محترمشان بوده است و همین‌طور راهنماهای عزیزمان که به ما کمک کردند تا توانستیم در این جایگاه‌ها قرار بگیریم و به مقصدی که می‌خواهیم برسیم و نتیجه بگیریم. از خداوند بزرگ می‌خواهم تا در کنگره باشیم و خدمت کنیم، اول برای خودمان زیرا من هر چه جلوتر می‌روم احساس نیاز بیشتری به آموزش‌ها می‌کنم و بعدازآن بتوانم به همنوعان خودم، کسانی که مانند ما راه را گم‌کرده بودند کمک کنم تا هر آنچه من به دست آوردم آن‌ها هم به دست بیاورند. از خداوند می‌خواهم به همه ما کمک کند. ممنونم که به صحبت‌های من گوش کردید.



نگارنده:مسافر حمید، مسافر روزبه 
عکاس: مسافر روزبه
تهیه و تنظیم: مسافر روزبه

منبع:کنگره60؛نمایندگی ارتش 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو