این روزها، قاب عکسها به هم لبخند می زنند
پنجشنبه 10 بهمن 1398 ساعت 01:14 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

هر شخص یا بهتر بگویم هر مسافری با شرایطی خاص خود که گاها سخت و عجیب است پای به کنگره 60 گذاشته است و هر کدام، با شرایطی متفاوت از هم، سفر خود را ادامه داده اند. مسافر نادر نیز این شرایط را تجربه کرده و آن را به زبان خط، با ما به اشتراک گذاشته است. امیدوارم از مطالعه آن، لذت ببرید.

آن‌قدر فکر خیال را دچار آشوب می‌کردم که چگونه از این سیل ویرانگر اعتیاد نجات پیدا کنم اما گویی مدام به دور یک دایره می‌چرخیدم و باز به نقطه شروع خود بازمی‌گشتم و شاید نمی‌دانستم که آب در یک‌قدمی من است اما به‌شرط صلب آب خوردن، به‌شرط تشنگی. به قول سهراب؛ «به خود گفتم باید امشب بروم، باید امشب چمدانی که به‌اندازه تنهایی من جا دارد، بردارم.» و قصد من این‌گونه آغاز شد. سال‌ها در قلعه تاریکی اعتیاد و با معجون جهل و غم، باده‌گساری کردم آن‌قدر که دیگر شرر و قدرت جوانی فروکش کرد و گرد پیری بر روی موهایم نشست، آنجا بود که دانستم تا انتهای کوچه نیستی اندک زمانی خواهد بود.

در این میان، زلزله به ساختار وجودم زد...! پدرم آسمانی شد و تک‌تک افرادی که در کنارشان احساس امنیت می‌کردم مرا رها کردند...

 همسرم و حتی نزدیک‌ترین افراد و دوستان مرا رها کردند. من ماندم و یک قاب عکس قدیمی از روزهایی که می‌خندیدم و چه زیبا بود آن روزها؛ روزهایی که از بوی خاک تغییر فصول را می‌فهمیدم، بوی شکوفه‌های گیلاس را می‌شناختم، عطر گل‌های چهل پر گردو را می‌فهمیدم و نسیم ملایمی که از زیر درختان اقاقیا همیشه با گونه‌هایم بازی می‌کرد.

همه آن روزها با اعتیاد خاکستری شدند با توجیه اینکه، دردهای من آن‌قدر بزرگ است که هیچ‌کس را یارای درک آن نیست و حتی خاطرم هست که از مناجات شبانه، سپاسگزار خداوند بودم که چنین افیونی در جهان هست که من می‌توانم غم و دردم را التیام ببخشم. با توجیه بدتری که این افیون (تریاک) طبیعی است و چیزی که از طبیعت است نمی‌تواند مضر باشد!

سال‌ها را به هم دوختم و عمر و جانم را بیهوده فرسودم، ناگاه دانستم که باید از این افیون و سیگار رها شوم، به قول خواجه شیراز که همیشه درد زبانم بود که می‌فرمود: غلام همت آنم که زیر چرخ کبود ز هرچه رنگ تعلق پذیرد، آزاد است. خواستم که دیگر آزادباشم، از هر تعلق، از هر زشتی، پلیدی و سیاهی. انگار همین‌جا الهام صورت گرفت اما بسیار قوی. با استفاده ازنظر یکی از پیشکسوتان کنگره که به لطف خداوند در مسیر زندگی من قرارگرفته بودند و با استفاده از سایت کنگره ۶۰ آدرس نزدیک‌ترین شعبه را گرفتم. حرکت آغاز شد، اما این حرکت همیشه شروعش سخت است؛ حرکت از نیروهای بازدارنده به سمت نیروهای الهی اما من در این راه استوار قدم گذاشته بودم روزهای سیاه و تاریک و پر از غم و اندوه و امید به آینده روشن و آزادی نیرویی به قدم‌هایم داده بود که به عقب بازنمی‌گشتند. وارد جمعی شدم ناآشنا اما بسیار بامحبت، جایی که کسی دیگری را نقد نمی‌کند بلکه درک می‌کند، اینجا بیشتر گوش می‌دهند تا آواز سر دهند، همه یکدیگر را برادرانه در آغوش می‌گیرند و این پیام را به یکدیگر القا می‌کنند که همه ما در مکانی درست قرار داریم و باید ثابت‌قدم باشیم؛ ثابت‌قدم در راه و مکانی که رهایمان را ابتدا از اعتیاد و دیگر از بند جهل و نادانی فراهم می‌کند.

باید در آموزش ثابت‌قدم بمانم، باید مدت یک سال را همچون سرباز و فرمانده اما بدون حصار و هیچ مانعی بمانم تا من نیز رنگ بوی خوش آنان را بگیرم، رنگ و بوی آزادی را مانند گذشته بدون افیون، حس کنم. امروز که این دل نوشته را می‌نویسم، زیبایی رنگ و بوی آزادی را حس می‌کنم و از بابت این حس زیبا سپاسگزارم، از خالقم و آقای مهندس و همه انسان‌هایی که مرا به گذشته خوبم که عاری از افیون بود، رساندند.

این روزها قاب عکس‌ها باهم لبخند می‌زنند...

نویسنده: مسافر نادر

تهیه و تنظیم: مسافر روزبه

 

 

 

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: یادداشت ها و دلنوشته ها،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محمد پنجشنبه 10 بهمن 1398 13:21
نادر جان خدا قوت. حس زیبایی که پشت خط شما بود رو گرفتم و بسیار لذت بردم. ممنون
مسافر علیرضا(ارتش) پنجشنبه 10 بهمن 1398 08:09
سلام آقا نادر عزیز خیلی عالی بود
پنجشنبه 10 بهمن 1398 01:47
سلام، آقا نادر خیلی زیبا وصف حال خودتان را کردید انشاءالله که همه مسافران روزی به حال خوش برسند
روزبه(ارتش) پنجشنبه 10 بهمن 1398 01:47
سلام.
نادر عزیز؛ از مطالعه این دلنوشته، بسیار لذت بردم و از شما ممنونم که حس حال خود را با من به اشتراک گذاشتی.
امیدوارم همیشه صورتی خندان و دلی بی درد داشته باشی.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات