اهمیت تقدیر
چهارشنبه 25 دی 1398 ساعت 01:12 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

یازدهمین جلسه از دوره بیست و هفتم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60؛ نمایندگی ارتش با استادی مسافر پیمان، نگهبانی مسافر حسین و دبیری مسافر قاسم با دستور جلسه « هفته همسفر» روز دوشنبه 23 دی ماه 1398 ساعت 17 آغاز به کارکرد.

خلاصه سخنان استاد:

در ابتدا خدا را شاکرم که دوباره در این جایگاه خدمتی قرار گرفتم و از نگهبان و دبیر ایشان سپاس‌گزارم که مسئولیت این جلسه را به من واگذار کردند تا خدمت کنم. دستور جلسه این هفته (هفته هم‌سفر) است تا ما متوجه شویم که در قبال هم‌سفرمان بخصوص در این هفته چه وظیفه‌ای داریم. اگر بخواهم از تجربه خودم بگویم در ابتدای امر که من وارد کنگره ۶۰ شدم...

  

برای من هم‌سفرم مانند یک بال پرواز بود و اگر یک بال پرواز را مسافر بدانیم، بال دیگر هم‌سفر خواهد بود. اصولاً هم‌سفر شرط لازم برای رسیدن به درمان و رهایی نیست زیرا هستند مسافرانی که بدون داشتن هم‌سفر هم سفر بسیار خوبی را داشته‌اند اما ریتم و آهنگ پرواز مسافر (سفر و درمان) با حضور هم‌سفر کامل‌تر، بهتر و زیباتر است.

زمانی که من بار اول وارد کنگره ۶۰ شدم در اولین جلسات مشاوره حس کردم اتفاق عجیبی در حال جریان است و مطالبی در کنگره۶۰ ارائه می‌شود بسیار بالاتر و مافوق آن چیزی است که من مصرف‌کننده برای درمانم به آن احتیاج دارم که کنگره ۶۰ هم این نهیب را به ما میزند که شما در کنگره ۶۰ به‌جایی خواهید رسید که کمترین انتظارتان درمان اعتیاد خواهد بود و قرار است خیلی چیزهای بالاتر و باارزش‌تر از درمان اعتیاد، به دست بیاورید. 

من ایمان آوردم ولی آن‌قدر جو این مکان من رو گرفته بود آن‌قدر حال خوبی داشتم که دوست داشتم این حال خوب ‌را با دیگران به اشتراک بگذارم و آن‌قدر حال خوشی را در کنگره ۶۰ به دست آورده بودم که می‌خواستم خیلی دست‌پاچه و غیرمنطقی به هم‌سفرم انتقال بدهم و از اینکه هم‌سفرم قبول نمی‌کرد عصبانی بودم که شما چرا مطلب به این روشنی را قبول نمی‌کنید و این پافشاری باعث می‌شد عناد همسرم با این قضیه بیشتر شود برای اینکه من بلد نبودم با این قضیه چطور برخورد کنم. من فقط بلد بودم تبلیغات کنم چه در ماشین و چه در خانه (سی دی) آقای مهندس رو بگذارم و گوش کنیم که شاید باعث تغییری در او بشود اما اکنون به‌درستی به این نتیجه رسیده‌ام که راه این نیست و البته هنوز هم راه درست را نمی‌دانم و اطلاع دقیقی ندارم که برای کنگره‌ای کردن هم‌سفرم چه باید کرد؟

شاید جدیداً به این نتیجه رسیده‌ام که این مشیت الهی است. خوشا به حال کسانی که این اتفاق برایشان رخ می‌دهد. در بدو ورودم به کنگره ۶۰ به من گفتند که اگر هم‌سفر داشته باشید بهتر به نتیجه و درمان خواهید رسید و خیلی راحت‌تر، این مسیر را طی می‌کنید و حالتان خوب می‌شود اما من قبول نکردم چراکه فکر می‌کردم که من ازاین‌جهت مشکلی ندارم و راهم را پیداکرده‌ام و حتی اگر مجبورم هم کنند، سفرم را رها نخواهم کرد و به هر قیمتی به جهان تاریک اعتیاد درنخواهم گشت چون راهم را انتخاب کرده‌ام و کنگره‌ای بودن را دوست دارم و آن را به نشئگی و مستی، ترجیح می‌دهم پس در صورت نبودن هم‌سفر چه خطری مرا می‌تواند تهدید کند؟

تفکر بسته من فقط چهارچوب کنگره ۶۰ را می‌دید اما اتفاق برایم در بیرون کنگره ۶۰ با حضور هم‌سفرم افتاد. جایی که هرروز فاصله من و اختلافم با او بیشتر می‌شد؛ به تعبیر آقای مهندس انگار که او فرانسوی حرف می‌زد و من اسپانیایی و به‌جایی رسید که دیگر حرف همدیگر را نمی‌فهمیدیم. من چیزهایی در اینجا یاد گرفته بودم که توان انتقالش را به دیگری نداشتم ولی انتظار داشتم که طرفم آن را بفهمد. فکر می‌کردم من حرف درستی می‌زنم، چرا او نباید متوجه شـــــود؟ این تفکر من، هرروز باعث ایجاد فاصله بیشتری بین من و هم‌سفرم می‌شد. در این اوضاع‌واحوال بود که راهنمای من به من پیشنهاد کرد که چند (سی دی) به او بده تا گوش کند. این کارم تاثیر نکرد چون ما در کنگره ۶۰ اعتقادداریم برای حل شدن یک قضیه احتیاج داریم که سه ضلع یک مثلث شکل بگیرد، یکی خواست یکی تقدیر و دیگری فرمان الهی و حتی اگر کسی هم بخواهد تا آن فرمان الهی صادر نشود آن مسئله یا مشکل، حل نمیشود.

اتفاق زیبا از آنجای برای من روی داد که تسلیم شدم و قبول کردم که نمیخواهد کنگره بیاید؛ ولی من به این راهم ادامه دادم. دقیقاً همین‌جا بود که اتفاق افتاد و از من پرسید شما کجا میرید؟ من هم می‌خواهم فقط یک جلسه بیایم و همان یک جلسه کافی بود تا جذب شود و لژیون، انتخاب کند و پای ثابت هم‌سفران کنگره ۶۰ شود که حتی علاقه‌اش هم به‌مرور از من بیشتر شد.

پس‌ازآن دید که من شب‌ها در حال خواندن کتاب‌ها، جزوات و گوش کردن به سی‌دی‌ها هستم. از من پرسید: برای چه آن‌ها را می‌خوانی؟ من در جواب او گفتم: برای شرکت در آزمون کمک راهنمایی کنگره ۶۰. در ادامه او نیز شروع به آماده کردن خود، برای امتحان شد و سی‌دی‌ها را گوش کرد و جزوات و نوشتارها را مرتب می‌خواند تا اینکه ما توانستیم باهم در آزمون کمک راهنمایی قبول شویم و ایشان موفق شدند که در یک نمایندگی دیگر، یک لژیون تحویل بگیرند شاید در همان روزهای اول من باور نمی‌کردم که او حتی به کنگره ۶۰ قدم بگزارد چه برسد به قبولی در آزمون و تحویل گرفتن لژیون.

در آخر باید بگویم که من این نکته را فهمیدم که تقدیر نقش بسیار مؤثری در اتفاقات پیرامونم دارد و من نباید در مورد اتفاقاتی که باید به‌مرور رخ دهد، شتاب‌زده عمل کنم و شاید بهتر است که دست نگاه‌دارم تا آن اتفاق در موقع مقرر خود رخ دهد. من باید بدانم که قطعاً، نوبت باران محفوظ است. متشکرم.

عکاس: مسافر محمد

نگارنده: مسافر  محمد

تهیه و تنظیم گزارش: مسافر روزبه

منبع: کنگره60، نمایندگی ارتش

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه آموزشی کنگره 60،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic