وادی سوم یک قانون است؛ جشن سومین سال رهایی مسافر ناصر
یکشنبه 3 آذر 1398 ساعت 03:38 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

اولین جلسه از دوره نوزدهم کارگاه‌های آموزشی جهان‌بینی کنگره 60؛ نمایندگی ارتش با دستور جلسه (وادی سوم و تاثیر آن روی من)  با استادی مسافر ایمان و نگهبانی موقت مسافر پیمان و دبیری مسافر علی در روز شنبه 2 آذر ماه 1398 ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خدا را شکر می‌کنم که دوباره فرصت قرار گرفتن در این جایگاه را به دست آوردم و از نگهبان و دبیر محترم هم سپاسگزارم. جلسه امروز، دارای دو بخش است؛ بخش اول دستور جلسه هفتگی (وادی سوم و تأثیر آن روی من) و بخش دوم تولد سومین سال رهایی آقای ناصر است.

در مورد دستور جلسه خیلی کوتاه تجربه شخصی‌ام را خدمتتان عرض می‌کنم. در کنگره ۶۰ تمام دستور جلسات یک منبع اصلی دارد که آن‌هم (سی دی) و نوشتارهای جناب مهندس و استاد امین است...


قطعاً همه عزیزان در رابطه با وادی سوم هم (سی دی) را گوش‌داده و نوشتارها را مطالعه کرده‌اند؛ اما مطلبی که من نیازمند آن هستم و باید مطرح شود، تجربه شخصی و حس درونی من نسبت به آن دستور جلسه است که با آن روبرو هستم؛ چون اگر غیرازاین بود، برگزاری جلسات و لژیون‌ها همه بیهوده بود. ولی خدا را شکر این جلسات هست تا من ایمان یک فرصتی پیدا کنم تا حس و تجربه شخصی خودم را راجع به آن دستور جلسه بیان کنم.

من با ورودم به کنگره ۶۰، در اثر مصرف مواد مخدر تماماً در تخریب و تماماً در تاریکی و سیاهی بودم ولی با ورود به کنگره ۶۰ و حرکت در مسیری که کنگره ۶۰ برای من مهیا کرده بود و با برخورد به این دستور جلسه اتفاقاتی برای من رخ داد، همان‌طور که عزیزان می‌دانند عنوان وادی سوم (باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان، به خویشتن خویش فکر نمی‌کند)، است. این وادی مرا وادار می‌کند که راجع به خودم و اطرافم تفکر کنم. راجع به خودم به اینکه قطعاً هیچ‌کسی و هیچ نیرویی توان این را ندارد که به من یاری برساند اگر خودم نخواهم. زمانی در زندگی و در درون من معجزه اتفاق می‌افتد که خودم در مسیر این معجزه حرکت کنم، در غیر این صورت هیچ اتفاق خوش‌آیندی برای من نخواهد افتاد. این مطلب در کنگره ۶۰ برای من نمایان شد. من واقعاً قبل از کنگره منتظر بودم که کسی یا چیزی بیاید و حال مرا خوب کند و زندگی مرا دگرگون کند و چیزهایی را که ذره‌ذره ازدست‌داده بودم را یک‌دفعه به من برگرداند و این مسئله برای من بهانه مصرف کردن شده بود و جز اینکه مصرف مرا بیشتر کند هیچ‌چیز خوشایندی برای من نداشت و فقط و فقط تنها چیزی که اتفاق افتاده بود اینکه مصرف ۲ گرم تریاک من را به ۵ گرم رساند یا مثلاً مصرف روزی ۳ گرم حشیش مرا ۲۵ گرم کرده بود.

تا اینکه وارد کنگره شده و با این قانون آشنا شدم چون جناب مهندس در (سی دی) هم می‌گوید: وادی سوم با (باید) آغاز می‌شود یعنی این‌یک قانون است. هیچ‌چیزی رخ نمی‌دهد چه در درون و چه در بیرون ما، مگر اینکه من خودم تماماً به سمتش حرکت کنم و در وادی این را به من یاد می‌دهد که با صبر، تلاش و استقامت در مسیر تغییر، حرکت کنم و ذره‌ذره با روش (دی اس تی)، چیزهایی را که ازدست‌داده‌ام را به زندگی‌ام بازگردانم و این‌زمانی اتفاق می‌افتد که من، خودم به فکر خودم باشم. البته این‌یک بخش از کار است و بخش دیگری که خودم خیلی با آن درگیرم این است که من به‌هیچ‌عنوان توانایی ندارم به کسی کمک کنم مگر فقط به خودم و این‌یک قانون است؛ یعنی اگر روزی احساس کنم من می‌توانم خیلی از انسان‌ها را تغییر بدهم، این محال است یا اینکه فکر کنم من خیلی زحمت می‌کشم تا کسی را تغییر دهم، این هم محال است و به‌جز اینکه انرژی من بیهوده مصرف شود، هیچ اتفاق خوشایند دیگری نخواهد افتاد.

پس فقط و فقط من باید انرژی‌ام را روی این بگذارم تا من ایمان تغییر کرده و عوض شوم ولا غیر. در غیر این صورت انرژی خودم را به باتلاق ریخته‌ام و این کمبود انرژی باعث می‌شود که من در تاریکی قرار بگیرم و هیچ‌وقت هم خارج نشوم. من با اجرا کردن این قانون، توانستم در کنگره ۶۰ به درمان برسم. نمی‌گویم چیزهایی را که ازدست‌داده بودم را به دست آوردم اما باعث شد چیزهایی که خیلی دوست داشتم و در حال از دست دادنشان بودم را از دست ندهم. امیدوارم لیاقت حضور در کنگره ۶۰ را داشته باشم. کنگره ۶۰ یک تفکر است، کنگره ۶۰ یک مکان خاص نیست. من هر وقت بتوانم کنگره‌ای فکر کنم و تفکر کنگره‌ای داشته باشم و در خدمت دیگر انسان‌ها باشم، همان‌جا کنگره ۶۰ است. من از خدا می‌خواهم که بتوانم در کنگره حضورداشته باشم.

سخنان استاد در مورد مسافر:

و اما بخش دوم جلسه امروز، سومین سال تولد آقا ناصر است. من خیلی فکر کردم که در مورد آقا ناصر چه بگویم و از کجا شروع کرده و به کجا ختم کنم. ناصر از زمانی شروع کرد که برای مشاوره به کنگره ۶۰ می‌آمد و این مشاوره ۳ سال طول کشید؛ یعنی به کنگره می‌آمد مشاوره می‌شد و می‌رفت و سال بعد برای مشاوره دوم برمی‌گشت و امضاء دومش را می‌گرفت، یعنی مشاوره‌ای که باید در ۳ جلسه انجام می‌شد در ۳ جلسه هم انجام شد ولی در ۳ سال. در ابتدا که آقا ناصر برای مشاوره می‌آمد، من در نمایندگی جمشیدیه مرزبان بودم و در نمایندگی ارتش لژیون داشتم که آقا ناصر برای جلسه سومشان مراجعه کردند و بنده را به‌عنوان راهنما انتخاب کردند که در خدمتشان باشم.

این را جدا بگویم که من باور نمی‌شد که ناصر خوب شود؛ چون یک انسان فوق‌العاده عجیب‌وغریبی بود. انسانی که تماماً ناامیدی بود، به‌طوری‌که وقتی او را می‌دیدم، آن‌قدر که این انسان ناامید بود، خودم تا ۱ هفته جزء ناامیدترین انسان‌های کره زمین بودم. این ناامیدی را در چهره، حرف زدن و راه رفتنش می‌شد دید و اصلاً هیچ امیدی برای زندگی نداشت. من فکر می‌کنم سخت‌ترین کاری که ناصر باید انجام می‌داد همین به دست آوردن دوباره امید بود. ولی من ذره‌ذره این تغییر و حال خوب را در چهره ناصر می‌دیدم و این تغییر به خاطر صبر و تلاش و حضورش در کنگره ۶۰ اتفاق افتاد. آمد و سفر اولش را به پایان رساند ولی همچنان ناامیدی درونش بود و شروع به خدمت در کنگره ۶۰ کرد و جایگاه‌های متفاوتی را تجربه نمود. امروز راهنمای تازه واردین است و همین‌طور در قسمت (اوتی) هم در حال خدمت است. به نظر من دستور جلسات می‌گردد و مخاطب خودش را پیدا می‌کند و این دستور جلسه دقیقاً خود ناصر است. ازآنجایی‌که متوجه شد که هیچ‌کسی به‌جز خودش نمی‌تواند کمکش کند، حرکتش را شروع کرد و ذره‌ذره به نتیجه رسید و امروز جزء کسانی است که در حال خدمت است.

اعلام سفر مسافر:

ناصر هستم یک مسافر. مدت تخریب ۲۵ سال. مدت ۱۵ ماه به روش DST و داروی درمان شربت OT و به راهنمایی آقای ایمان سفر کردم. ورزش در کنگره بدمینتون و والیبال. مدت رهایی ۳ سال و ۵ ماه.

آرزوی مسافر:

آرزوی من، پابرجا ماندن همیشگی کنگره ۶۰ است. هیچ تضمینی نیست که فردا روزی یکی از عزیزان من به این درد مبتلا نشوند پس بودن تنها راه درمان این درد واجب است.

خلاصه سخنان مسافر:

در ابتدا از جناب مهندس دژاکام و راهنمای عزیزم و تمام اعضای کنگره ۶۰ تشکر می‌کنم. من رهایی خود را مدیون تک‌تک اعضای کنگره ۶۰ هستم. زمانی که مصرف‌کننده مواد مخدر بودم، هیچ کجا پذیرای من نبودند اما در کمال تعجب به‌محض ورودم به کنگره ۶۰ همه با روی خوش مرا پذیرا شدند و در طول سفرم از تمام اعضای کنگره ۶۰ انرژی و محبت دریافت کرده‌ام.

کنگره ۶۰ من را با آغوش باز پذیرفت و در ادامه به من که سراسر ناامیدی و یاس بودم، آموخت که نباید منتظر یک نیرو یا یک شخص برای رهایی و امیدواری، باشم و همین‌طور به من آموخت که هر آنچه من باید انجام دهم در درون خود من است و نباید جای دیگر به دنبال آن باشم. من زندگی که امروز تجربه می‌کنم را مدیون کنگره ۶۰ هستم و این دین، به حدی است که هیچ معیار و واحدی برای نشان دادن اندازه آن نیست. کاری را که کنگره برای من کرده، جبران‌ناپذیر است و من توانایی جبران آن را ندارم.

من ۲۵ سال تمام را درگیر بیماری اعتیاد بودم. تا زمانی که تریاک و شیره مصرف می‌کردم مشکل چندانی نداشتم اما زمانی که روی به مصرف شیشه و هرویین آوردم ورق به‌کلی برگشت و تمام زندگی من تحت تأثیر این مواد، از من گرفته شد هر چه که داشتم و نداشتم از کار و مغازه و دارایی‌هایم تا بچه‌ام، همه و همه را گرفت. من معتقد هستم که هر شخصی که پایش به کنگره ۶۰ بازشده است و این محبت نصیبش شده که در ادامه، عضوی از کنگره ۶۰ باشد، حتماً خواست قوی داشته و جایی کار درست و خوبی را انجام داده است که خداوند به‌واسطه آن عمل و خواست قوی او، پایش را در کنگره ۶۰ بازکرده و به او اجازه ورود داده است. اگر دقت کنید بااینکه کنگره ۶۰ تنها راه درمان اعتیاد است و در کشورم آن‌همه، کنگره ۶۰ را با این مشخصه می‌شناسند اما مصرف‌کنندگان و گرفتاران بسیاری وجود دارند که موفق نشده‌اند به کنگره ۶۰ وارد شوند و اصلاً با آن آشنایی ندارند.

من آقا ایمان، راهنمای گرامیم را بسیار اذیت کردم و به هیچ صراطی مستقیم نبودم و تصور نمی‌کنم هر کس دیگری جز ایشان می‌توانست من را سربه‌راه کند. البته ایشان تااندازه‌ای به من محبت کردند که دیگر هیچ راهی برای ادامه سرکشی، نبود درواقع من سربه‌راه محبت ایشان شدم و این سؤال همیشه در ذهن من هست که چرا راهنما تا این اندازه عاشق ره‌جویش است؟ البته اگر این عشق و محبت نباشد ره‌جو نمی‌تواند به رهایی برسد و محبت راهنما ابزاری بسیار مؤثر است.

در پایان از جناب مهندس و خانواده گرامی‌شان تشکر می‌کنم و آرزوی پیروزی و بهروزی برایشان دارم. از ایجنت محترم آقای سعید نمکی که هر چه اینجا هست مرهون زحمت‌ها و تلاش ایشان است، ممنونم و از همه شما عزیزان و اعضای کنگره ۶۰ سپاسگزار هستم.

نگارنده:مسافر روزبه و مسافر حمید
عکاس: مسافر روزبه 
تهیه و تنظیم: مسافر روزبه
منبع:کنگره60؛نمایندگی ارتش

 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
دوشنبه 4 آذر 1398 20:45
سلام.سپاسسگزارم
ابراهیم لژیون دوم( ارتش) دوشنبه 4 آذر 1398 16:12
باسلام واحترام،
این تولدرابه آقای مهندس واقاسعیدایجنت محترم واقاایمان عزیزودرنهایت به اقاناصردوست وبرادرگرام که باسعی وتلاش خودشان این روز بزرگ راآفریدندتبریک وتهنیت عرض مینمایم وامیدوارم که سالیان سال درصحت وسلامت باشید.
روزبه (ارتش) یکشنبه 3 آذر 1398 02:47
با درود به جناب مهندس دژاکام که چنین ساختار بزرگ و بی همتایی را بنیانند. این تولد را به همه اعضای کنگره 60 تبریک می گویم.
یکشنبه 3 آذر 1398 02:44
سلام. این تولد را به جناب مهندس دژاکام و تمام اعضای کنگره 60 تبریک می گویم. تولدها حامل پیام اند، پیام رهایی و آزادی، پیام درمان اعتیاد، پیام موفقیت و پایمردی. تبریک تبریک تبریک.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic