ترک و خماری
جمعه 22 شهریور 1398 ساعت 15:36 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

ترک و خماری

چند ماه پیش یکی از برادر لژیونی‌های سفر اولیم، رو به یک عزیز دیگر گفت که حالم اصلاً خوب نیست و اصلاً این پله یک سی‌سی به من نمی‌سازد، آن شخص سوم، در جواب به او گفت که تو خماری . اما من خودم رو در آن لحظه مسئول دیدم و برادر لژیونیم را کنار کشیده و از او پرسیدم که مگه حالت چطوریه؟در جواب گفت: پاهام گزگز می‌کنه! بعدازاین جواب واکنش من تعجب و خنده بود و بهش گفتم: می‌تونی کارکنی؟ گفت: بله. پرسیدم: می تونی بخوابی؟ گفت : بله.  گفتم: گزگز میکنه میگی خماری؟ اینجا بود که فهمیدم او اصلاً خماری رو ندیده و حس نکرده است و من برایش خماری را توضیح دادم. در این مطلب هیچ اشاره‌ای به نام این عزیز نمی‌شود البته ایشان حدود چهار ماه است که رهاشده و باکمال میل، اجازه نوشتن این مطالب را هم به من داده است. قصد من از این مطلب یاد دادن چیزی به دیگران یا شکافتن گذشته نیست ، تنها می‌خواهم که شکرگزار خداوند بزرگ باشم که این راه را به من نشان داد. از این قسمت متن به بعد صحبت‌های من با برادر لژیونیم است  البته من این گفتگو را به صورت خلاصه و  به همان زبان محاوره‌ای نوشتم تا قابل‌لمس‌تر باشد.

رو به برادر لژیونیم  گفتم:...

از اونجایی که من ترک‌های بی‌شماری داشتم و انواع ترک‌ها رو هم تجربه کردم و به انواع اقسام NGO و کلینیک‌ها هم مراجعه کردم، دقیقاً می تونم برات خماری رو شرح بدم پس خوب گوش کن.

خماری یعنی کم‌کم یک احساس غریب گیج بودن (مثل‌اینکه چیزی رو گم‌کرده باشی ) شروع میشه و کم‌کم به‌جایی میرسه که سردرد و بدن‌درد به سراغت میاد  یه طوری که از درد کمرت رو نمی‌تونی خم‌کنی، سردرت تا جایی پیش میره که اگه یک بسته ده‌تایی ژلوفن چهارصد هم بخوری بازم تأثیری نداره؛ ای‌کاش به اینجا ختم شه، مرحله بعدی (سیم‌کشی)  یعنی مغز استخوانهات چنان دردی می کنه که قابل توصیف نیست. برای من تا اونجایی پیش می‌رفت که من از شدت درد، پاهام رو محکم به چهارچوب در می‌کوبیدم تا این درد، جای درد سیم‌کشی پایم رو بگیره در ادامه سردردم تا جایی پیش می‌رفت که سرم رو لای دو کف دستم فشار می‌دادم و زمانی که کارساز نبود محکم به دیوار می‌کوبیدمش  اما زمانی میرسه که انقدر انرژیت تحلیل میره که می‌افتی رو زمین و پاهات رو دو دستی می‌گیری و بدنت رو گرد می‌کنی، اینجاست که فحاشی به زمین و زمان شروع میشه و از خودت و اینکه چرا بار اول قرص خوردی  تا به کل کائنات که چرا این راه رو جلوی پای تو گذاشت، همه رو به فحش می‌کشی.

 بعد از یک‌شب دیگه نای فحش دادن رو هم نداری و فقط ناله می‌کنی و درد می‌کشی بعد از یک هفته (البته برای هر کس تفاوت داره شاید سه روز هم باشه)  سیم‌کشی و بدن‌درد شدیدت جای خودش رو‌ به کوفتگی جسم میده و گلاب به روتون در تمام این مدت بیرون‌روی هم ولت نمی‌کنه و از طرف دیگه غذا هم نمیتونی بخوری چون تمام دندونات از درد تیر می‌کشه اما اینها قسمت آسونه ماجراست و قسمت سخت بعدازاین یک هفته شروع میشه که نه حوصله کسی رو داری و نه می‌تونی کارکنی  و هر ده دقیقه تا یک ربع اعصابت خراب میشه تو  این شرایط همش منتظری تا این اوضاع تغییر کنه اما تجربه من تا پانزده ماه، میگه که این مشکلات تمومی نداره شاید کم شه ولی قطع نمیشه و دیگه تو اون آدم سابق نمیشی ، دیگه مثل سابق نمیتونی کارکنی، پس نتیجتاً مشکلات مالی برات پیش میاد. دیگه مثل سابق نمی تونی بخندی و روابط زناشوییت دیگه هیچ وقت درست نمی‌شد و تمام اینها باعث میشه که هر روز خانوادت ازت دور و دورتر شن تا جایی که مثل من تنهات بزارن و برن. تازه این چکیده ای از مشکلات ترک . از خدا می خوام که هیچ کس این شرایط رو تجربه نکنه.

آره عزیز دل؛ برو خداوند بزرگ رو شکر کن که قبل از همه این اتفاقات پات به کنگره۶۰ بازشده وگرنه مثل من به هزارتا بدبختی و گرفتاری و بدهکاری می‌رسیدی ، من راهی جز کنگره ۶۰ رو پیدا نکردم که بدون دردسر و بدون آسیب یک مصرف‌کننده رو، به‌سلامتی و رهایی برسونه و اصلاً جایی معنای درمان رو درک نکردم جز در کنگره ۶۰.  آن‌هایی که مثل من باتجربه کمپ و ترک‌های سقوط آزاد وارد کنگره ۶۰ می شن بیشتر قدر کنگره و فضای آن را بدانند چون فضای کمپ طور دیگری است و به‌طور مثال کلماتی مانند بفرمایید و لطفاً را نمی‌شنوی و یا به تو اختیار انتخاب داده نمی‌شود و همه‌چیز بر اساس زور و درد و بدبختی است. دوست ندارم کسی مثل من این چیزها رو تجربه کند اما شاید بعضی از ‌اوقات تجربه این شکل از برخورد هم بد نباشد؟!

برادر لژیونیم وقتی این حرف‌ها رو شنید و برای خودش تصویرسازی کرد دیگر هیچ‌وقت غرغر نکرد و خدا رو شکر که الآن چندین ماه که آزاد و رهاست. (خدا جناب مهندس دژاکام، بنیان کنگره ۶۰ را برای ما حفظ کند  که راه زندگی کردن درست را به من آموخت.)

نویسنده:  مسافر مهدی

تهیه و تنظیم : مسافر روزبه

منبع: کنگره60 نمایندگی ارتش

 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر علی رضا جمعه 22 شهریور 1398 21:44
مهدی جان از بابت مقاله زیبای که زحمتش رو کشیدین ممنونم واقعا فکر کردنش هم درد آور است خدا رو سپاسگزارم
محمد رضا ارتش جمعه 22 شهریور 1398 19:56
با درود به بچه های سایت. دلنوشته مهدی جان بسیار زیبا بود و من را به یاد دورانی که تو کمپ بودم انداخب واقعا خدا جناپ مهندس زو سلامتی بده.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات