کارگاه آموزشی کنگره 60، نمایندگی ارتش
سه شنبه 25 تیر 1398 ساعت 07:47 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

 اولین جلسه  از دوره بیست و ششم سری کارگاه‌های آموزشی جهان‌بینی کنگره 60، نمایندگی ارتش  با استادی مسافر محسن و نگهبانی مسافر فرشاد و دبیری مسافر علی با دستور جلسه وادی یازدهم و تاثیر آن روی من در روز دوشنبه تاریخ 1398/04/24 رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

از نگهبان جلسه سپاسگزارم که این فرصت را برای خدمت کردن در اختیار من گذاشتند...


دستور جلسه این هفته در کنگره ۶۰(وادی یازدهم و تأثیر آن روی من) است. در ابتدای پیام وادی آمده است که «برای کسانی که خواسته آنها به حد اعلای خود برسد» اگر بخواهیم در مورد خواست صحبت کنیم باید به درازای تاریخ بشر صحبت کنیم چرا؟ چون؛ مفهوم بنیادین خواست را ما با تعریف نفس می‌شناسیم، موجودیت انسان و ذره‌ذره وجود آشکار و پنهانش با مسئله خواست، درهم‌تنیده است. در تعریف نفس می‌گوید: نفس آن چیزی است که تعیین موجودیت می‌نماید به‌صورت آشکار و پنهان؛ تا به اینجا تعریف صد در صد ناقص است و زمانی کامل می‌شود که در ادامه می‌گوید: و نفس خواسته دارد و در ادامه توضیح می‌دهد که نفس درخت خرما، درخت خرما را تعیین موجودیت می‌کند، نفس مورچه، مورچه را و آنگاه می‌گوید: نفس انسانی مجموع خواسته‌های معقول و غیرمعقول است یا خواسته‌های نفسانی یا معنوی، در انسان در هر دو صورت نفس است یعنی در هر دو صورت، تحکیم بر روی ویژگی خواسته نفس است و به خاطر داشته باشیم که اگر بحث خواسته را از نفس بگیریم دیگر چیزی وجود نخواهد داشت.

موجودیت انسان درهم‌آمیخته با اختیار است و درجاهایی بزرگان اختیار را منطبق بر خواست می‌دانند و می‌گویند: اگر خواست است پس لاجرم اختیار نیز هست و یا اگر اختیاری داریم، بالاخره یک خواستی داریم که باید واجب آن اختیار داشته باشیم و آنجا اختیار معنا پیدا می‌کند. در شرح و قانون این وادی، جناب مهندس توضیح می‌دهند که برای موجودیت انسان باید یک منبع دانایی وجود داشته باشد، ضمن اینکه باید این منبع دانایی، تبدیل شود به تغییر جایگاه، فرض کنید که یک نفر مدام درس بخواند اما به او بگویند که ما بیشتر از مدرک پنجم دبستان به تو نمی‌دهیم؛ این آدم دچار چه حالتی می‌شود؟ ازنظر من، درگیر رکود حس تجربه می‌شود یعنی اینکه شاید از درون بگوید که من سواد بالاتری نسبت به پنجم دبستان دارم اما چون در بیرون، ارتقای جایگاه اتفاق نمی‌افتد دچار حس ناامیدی خواهد شد و مجال قدم برداشتن بعدی را از او می‌گیرد.

من سال‌ها مفاهیم را برسی می‌کردم و کتاب‌های فیلسوفان بزرگ غربی و شرقی را زیر رو کردم؛ حالا بعد از سال‌ها می‌فهمم اینکه؛ شناخت این مفاهیم یک ماجرا است و اینکه در معرض تجربه و شناخت و درک آن برسید، یک ماجرای دیگری است، ما یک کار ثابت داریم و هیچ‌وقت نمی‌گوییم که شما به جلسه بیا و اگر مفهوم را نفهمیدی بی‌زحمت از این به بعد جلسه نیا بلکه قاعده ما می‌گوید که شما چه بفهمی و چه نفهمی باید در جلسه حضور پیدا کنید زیرا در اینجا، عرصه عملکرد شناختی را رقم میزند.

 آن چیزی که تعریف نسبت به خواست را گاهی دشوار می‌کند و آن چیزی که باعث می‌شود در برخی از ما، این دشواری تبدیل به‌آسانی شود، زیر سر چه اتفاقی است، استاد رعد در پیامی می‌گویند: همیشه خواسته ما آن چیزی نیست که می‌بینیم و می‌خواهیم، بلکه آن چیزی است که نمی‌بینیم و نمی‌خواهیم و در بخش دوم پیام چرایی آن را توضیح می‌دهد و می‌گوید: زیرا حال برای ما واقعی است اما حقیقت جای دیگری است، اگر این مطلب را ساده کنم این‌گونه می‌شود که ما از صورت آشکار خود مطلع هستیم یعنی اینکه می‌دانیم چه سنی داریم و چه اندازه تحصیلات داریم و الا نمی‌دانم که چه می‌خواهم؟ آیا پول می‌خواهم؟ مدرک می‌خواهم؟ مقام می‌خواهم؟ این صورت آشکار است اما زمانی یکسری از خواسته‌ها در درون انسان پنهان است و انسان از آن خبر ندارد.

در عرصه زندگی من و در عمل، این اتفاق افتاد و باعث شده تا این مطلب را بفهمم؛ من اصلاً قصد ازدواج نداشتم و برای خود یکسری شرایط را ترسیم کرده بودم که اگر من ازلحاظ مادی اینجا بودم و اگر این‌کارهای عقب‌افتاده‌ام انجام‌شده بود بعد، ازدواج خواهم کرد اما یک روز همسر فعلی خود را دیدم و به یک سال نرسید که ازدواج کردیم، در اینجا سؤال فلسفی این است که اگر من قصد ازدواج نداشتم پس چرا زن گرفتم؟ یا یک نفر به کنگره می‌آید اما اذعان دارد که با زور او را آورده‌اند اما در کنگره می‌ماند و به درمان می‌رسد، این قاعده و این پیام مبتنی بر حقیقت، به این آدم می‌گوید که شاید ذهن اکنون تو مطلع نبوده است اما چون تو مانده‌ای و سعی و تاش کرده و به درمان رسیدی، شک نکن که خواستار درمان بوده‌ای اگر این خواست در تو نبود پس در کنگره چه‌کار می‌کردی؟ ما زمانی که تشنه هستیم به دنبال آب می‌گردیم اما اگر تشنه نباشیم برای چه باید دنبال آب بگردیم؟

نتیجه کلام و صحبت من در این معقول این بود که وقتی مسیر درست فراهم‌شده است خیلی به حس‌هایی که قابل‌اتکا نیستند اعتماد نکنید یعنی وقتی پرتو ک می‌گوید شما باید سه جلسه در هفته را بیایید، شما باید به‌هرحال و در هر شرایطی حضور پیدا کنید، با این شرایط ما تبدیل خواهیم شد به چشمه جوشان.

 

نگارنده: مسافر روزبه

عکاس: مسافر روزبه

تهیه و تنظیم گزارش: مسافر روزبه

منبع: کنگره60، نمایندگی ارتش

 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نادر چهارشنبه 26 تیر 1398 00:41
خدا رو شاکرم که اساتید گرامی ، همچون جناب زهرایی در شعبه ارتش حضور مستمر دارند شاید این لطف خداست که من کنار تک تک این راهنمایان عزیز ، آموزش ببینم ، جا دارد از بزرگ مردان عزیز و مهربان که کمتر در معرض عموم هستند و همان دوستان سایت کمال تشکر کنم ، که پنداری همچون گوهر شب چراغی در صدفی بزرگ پنهان اند ..دست مریزاد و عرض ارادت خدمت تمامی خدمتءزاران شعبه آرتش .
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات