دلنوشته؛در باب وادی نهم
شنبه 4 خرداد 1398 ساعت 16:05 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

به نام قدرت مطلق

در ابتدا قصد داشتم تا مقاله‌ای در باب وادی نهم بنویسیم اما بهتر دیدم تا به بخش دوم این دستور جلسه که به تأثیر وادی نهم بر روی من اشاره دارد، بپردازم و آن را در قالب دل نوشته‌ای هرچند کوتاه به نگارش درآورم.سال‌های مدیدی بود که با بیماری اعتیاد درگیر بودم و هرروز و هرلحظه که از اعتیادم می‌گذشت بیشتر در قعر تاریکی‌ها فرومی‌رفتم، چندین بار تلاش کردم تا از تاریکی ترسناک اعتیاد که تمام لحظاتم را فراگرفته بود...

 

خلاص شوم اما ازآنجاکه راهش را نمی‌دانستم هر بار به در بسته می‌خوردم و تمام ترک‌هایم ناموفق می‌شد تا اینکه روزی از طریق یکی از دوستانم با کنگره 60 آشنا شدم ولی افسوس که با تمام اینکه راه درست را یافته بودم اما آموزش‌های ناب کنگره را سرسری می‌گرفتم تا جایی که بعد از مدتی دیگر نتوانستم در مسیر کنگره بمانم و از مسیر خارج‌شده و دوباره به دنیای اعتیاد بازگشتم بعد از یک سال باز قصد بازگشت کردم اما این بار نیز دررسیدن به مقصود که همان درمان باشد ناکام ماندم و همان‌طور که پیش‌تر عرض کردم این شکست‌ها به دلیل جدی نگرفتن آموزش‌های کنگره و قرار گرفتن در حاشیه‌ها بود.

به خاطر دارم که راهنمای گرامیم مدام من را نهیب می‌داد که قدر فرصت‌هایی که در زندگی نصیبت می‌شود را بدان اما من هر دو بار با قدرنشناسی، فرصت ناب درمان را از دست دادم تا اینکه بعد از گذشت ۵ سال با میزان مصرف و شرایطی بسیار متفاوت‌تر ازآنچه درگذشته بود به کنگره ۶۰ بازگشتم، این بار با مصرف ۴۰ سی‌سی شربت اپیوم، آمده بودم و به دلیل آسیب‌ها و تخریب‌های فراوانی که به جسم خود، این امانت الهی، زده بودم دچار بیماری دیابت و سر شدن سمت چپ بدن شده بودم به‌گونه‌ای که جسمم به‌سختی مرا یاری می‌کرد و حتی توان یک حرف زدن ساده را هم با اعضای خانواده خود نداشتم و از طرف دیگر ازلحاظ روحی نیز بسیار بی‌حس بودم و رمقی در روانم نداشتم، خلاصه بگویم یک معتاد تمام‌عیار و به معنای واقعی.

این بار عزم خود را جزم کرده تا با دیو اعتیاد مبارزه کنم و پیروز از میدان بیرون بیایم این بار من خواست قوی درمان داشته و تمام وجودم میل به درمان است، به‌هرحال اولین قدم را برداشتم و راهنمای خود را انتخاب کردم، راهنمایی که چهره‌اش تماماً آرامش بود و حسی بسیار قوی از امیدواری را به من القا می‌کرد، امید به درمان و رهایی از این بند سیاه. به‌هرحال تا به امروز که هفت ماه از دوره درمانم گذشته است ثابت‌قدم مانده‌ام و دیگر اشتباهاتی مانند بی‌توجهی به کُتب و آموزش‌ها را نکرده و نخواهم کرد، در تلاش هستم تا ذره‌ذره نقطه تحمل خود را ارتقاء بدهم، این مهم تا به اینجا باعث گردیده که ۴۰ سی‌سی مصرف خود را به میزان هر وعده ۱ سی‌سی کاهش دهم.

آری وادی نهم از این می‌گوید که «وقتی نیروی از کم شروع بشود و به درجات بالا و بالا تری برسد، نقطه تحمل پیدا می‌شود» و من سفرم را بر این پایه بنانهاده‌ام و هرروز در تلاش برای بالا بردن نیروی خود هستم تا به نقطه تحمل برسم. پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگری است.

نویسند: مسافر محمد

نگارنده: مسافر روزبه

تهیه و تنظیم: مسافر محمد حسین

منبع: کنگره60؛نمایندگی ارتش

 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مقالات،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
چهارشنبه 8 خرداد 1398 13:24
برای شما آرزوی موفقیت ورهایی از بند اعنیاد را دارم.که حتما با توجه به خواست قوی شما امکان پذیر است.
روزبه (ارتش) شنبه 4 خرداد 1398 20:45
سلام. بسیار زیبا. با آرزوی موفقیت و رهایی برای شما
همسفر آراد شنبه 4 خرداد 1398 19:20
سلام،بابای مهربانم من میدونم شما موفق میشوی،پس خسته نشو وادامه بده.بابالطفاهر چه سختی است تحمل کن،هیچوقت تسلیم نشو
همسفر فریبا لزیون هشتم شعبه ارتش شنبه 4 خرداد 1398 17:05
من به درمانت ایمان دارم ،با توکل بر خدا به راهت ادامه بده،این را بدان ک نوبت باران برای همه محفوظ است.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات