گفت و گو با یکی از اعضای لژیون مالی شعبه ارتش
یکشنبه 27 آبان 1397 ساعت 15:32 | نوشته ‌شده به دست نمایندگی ارتش | ( نظرات )

گفت و گو با یکی از اعضای لژیون مالی شعبه ارتش:

سلام، مجید هستم یک مسافر، آنتی ایکس مصرفی من تریاک و کوکایین بوده است و چهارده ماه به روش (دی اس تی) و با شربت (او تی) و به راهنمایی آقای محسن زهرایی سفر کردم و در تاریخ بیستم بهمن‌ماه سال نودوپنج رها شدم

-لطفاً برای خوانندگان بفرمایید که ماهیت و لزوم لژیون مالی چیست؟

من در کنگره ۶۰ آموخته‌ام که از تجربیات و علم روز دنیا استفاده بکنم، من کتابی را مطالعه می‌کردم به نویسندگی جبران خلیل جبران که در مورد زندگی کندی رئیس‌جمهور آمریکا بود؛ در قسمتی از کتاب جمله بسیار زیبایی از کندی نقل‌قول شده بود به این مضمون که: همیشه نگویید آمریکا برای ما چه کرده است بلکه بپرسید ما برای آمریکا چه کرده‌ایم. این مسئله در کنگره هم کاربرد دارد و باید اشاره‌کنم که یک صحبت زمانی باارزش می‌شود که به مرحله عمل برسد

 یکسری از مسافران هستند که در قالب راهنما و کمک راهنما و مرزبان و دیگر خدمت‌ها در کنگره ۶۰ مشغول خدمت هستند و در این میان افرادی هستند که برای خدمت در مسائل مالی و تأمین نیازهای مالی آستین بالا می‌زنند. خدمت کردن، سینه‌به‌سینه در اعضای کنگره ۶۰ جاری هست و انتقال پیدا می‌کند و در اینجا باید به این مثل اشاره‌کنم که حرمت امام‌زاده به متولی‌های آن است حال هر کس به شکلی یا با قدم یا قلم و یا کرم که خدمت از نوع کرم را ما در لژیون مالی شاهد هستیم.

-بفرمایید که آیا این خدمت در زندگی شما تأثیری داشته است؟ و اگر داشته به چه صورت؟

بله تأثیر داشته است که این بسیار بدیهی است، تأثیرات آن به اشکال مختلف است، مثلاً من دریکی از نمایندگی‌ها بودم، در آنجا با یکی از مسافران برخورد داشتم که ایشان در اواخر سفر اول مبلغی را به‌حساب کنگره واریز کرده بود، به فاصله چند ساعت یک پیام برای ایشان از طرف بانک آمد که حدود ده برابر مبلغی که در اختیار کنگره گذاشته بود را برنده شد در آنجا من بسیار متعجب بودم اما این اتفاق برای من نیز رخ داد به این صورت که من نذر خود را که مبلغ ده میلیون بود، به کنگره تخصیص دادم و به فاصله چند روز، نتیجه آن را دیدم آن‌هم از جایی که فکرش را هم نمی‌کردم یعنی چند سال پیش من زمینی را خریداری کرده بودم و موفق به دریافت سند آن نمی‌شدم تا جایی که دیوان عالی کشور رأی بر این داده بود که این زمین نباید سند بخورد و هرچقدر دوندگی کرده بودم راه به‌جایی نبردم تا اینکه به من اطلاع داده شد سند صادرشده و زمین در اختیار من قرار گرفت. این اتفاقات نمی‌تواند باهم بی‌ربط باشد، همان‌طور که در یک پیام آمده که خواسته ما آن چیزی نیست که می‌بینیم و می‌خواهیم بلکه دقیقاً آن چیزی است که ما نمی‌بینیم زیرا حال برای ما واقعی است، درصورتی‌که حقیقت در جای دیگری است، حقیقت این است که زمانی که من دل را به دریا می‌زنم و وصل به دریا می‌شوم آن زمان است که من آرام می‌شوم و با دریا مأنوس می‌گردم. کنگره ۶۰ هم یک دریا است.

-آیا نظری در مورد بخش مالی کنگره و هزینه‌های که می‌شود دارید؟

زمانی که می‌خواستم نذر خود را ادا کنم هر چه گشتم جایی را بهتر و لازم‌تر از کنگره ۶۰ نیافتم زیرا در آن، همه‌چیز مشخص است و تحت یک مدیریت بسیار قوی هزینه‌ها انجام می‌شود درصورتی‌که دقیقاً برعکس آن در یکسری از (ان جی او) ها و مراکز خیریه‌ای که من در آن‌ها حضور داشتم که به دلیل عدم مدیریت صحیح و رفاه‌طلبی آن‌ها و همچنین احساس اولویتی که مدیران به جهت خدمتشان نسبت به دیگران دارند هزینه‌ها به هدر می‌رود و چیزی که رخ می‌دهد این است که در ابتدا کفش پایشان عوض می‌شود به‌جای اینکه یک قالی در آن مرکز عوض شود درصورتی‌که در این چند سالی که من در کنگره هستم هیچ‌وقت یک چنین اتفاقاتی راندیدم بنابراین من بسیار راحت و بدون هیچ‌گونه افکار منفی در کنگره هزینه می‌کنم و این مسئله را به خانواده خود نیز انتقال داده‌ام و آن‌ها هم هر نذری داشته باشند در کنگره ادا می‌کنند زیرا همان‌طور که گفتم رشد و تأثیر آن را در کنگره می‌بینم؛ و به نظر من بهترین مکان برای هزینه کردن پول و لذت بردن از آن است.

-بعضی‌اوقات بااینکه من ازلحاظ مالی در جایگاه خوبی هستم اما حس می‌کنم که خود، بیشتر نیاز به پول‌دارم و هنوز به سقف مالی موردنظرم نرسیده‌ام تا به کنگره خدمت کنم و از این مَثَل استفاده می‌کنم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. در این مورد اگر نظری دارید لطفاً بفرمایید.

در این میان یک مسئله‌ای است که اصطلاحاً بعضی انسان‌ها لارج هستند اما بعضی دیگر با تمام ثروتی که دارند مثال بارز گدا هستند درصورتی‌که دسته اول همیشه به‌اندازه جیبشان، برای محتاجان و در هرجایی که لازم باشد خرج می‌کنند اما بهترین و ملموس‌ترین چیزی که می‌توانیم در مورد دسته دوم بگوییم این است که این انسان‌ها با تمام ثروتی که دارند تنها حمال مال و پولشان هستند، من شخصی را می‌شناختم که به‌واسطه پولی که در خانه گذاشته بود و از ترس دزدیده شدن آن نه خواب داشت و نه خوراک تا جایی که حتی باکسی رفت‌وآمد هم نمی‌کرد پس در اینجا نباید اسم مال و ثروت را روی دارایی‌هایش نهاد، بلکه آن اموال، آفت جان او بود، همان‌طور که جناب مهندس فرمودند که ثروت به موجودی حساب شخص نیست بلکه به آن میزان پولی است که او برای دیگران خرج می‌کند و از خرج کردن آن، لذت می‌برد

لطفاً به‌عنوان ختم این گفتگو، در مورد این مسئله هر آنچه لازم است را بیان کنید.

چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است.

 

مصاحبه کننده: مسافر روزبه

عکاس:مسافر محمد حسین

تهیه و تنظیم: مسافر محمد حسین

منبع: کنگره60؛نمایندگی ارتش

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: گفت و گو،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic